شناسایی مدیریت سود از طریق تغییر در گردش دارایی‌ها و حاشیه سود

نویسندگان

1 دانشجو کارشناسی ارشد دانشگاه آزاداسلامی واحدنجف آباد

2 دانشگاه آزاداسلامی-واحدعلوم وتحقیقات اصفهان

چکیده

هدف این پژوهش، شناسایی مدیریت سود از طریق تغییر درگردش دارایی­ها و حاشیه سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. جهت شناسایی مدیریت سودرو به بالا و رو به پایین از مدل­های حاشیه سود/گردش دارایی­ها و مدل اقلام تعهدی غیرعادی طبق مدل تعدیل شده جونزاستفاده شده است. نمونه آماری پژوهش شامل133 شرکت طی سال­های1383 تا1390 است. جهت آزمون فرضیه­های پژوهش از آزمون­های همبستگی، برابری میانگین شامل آزمون t و ولچ و مدل رگرسیونی تلفیقی/ترکیبی استفاده شده است.
نتایج پژوهش نشان می­دهد افزایش حاشیه سود و کاهش گردش دارایی­ها به طورهمزمان نمی­تواند نشانه مدیریت سود رو به بالا باشد و کاهش حاشیه سود و افزایش گردش دارایی­ها هم به طورهمزمان نمی­تواند مدیریت سود رو به پایین را نشان دهد. همچنین مدل اقلام تعهدی غیرعادی نسبت به مدل تشخیصی حاشیه سود/گردش دارایی­ها محتوای اطلاعاتی مربوط­تر و بیش­تری در شناسایی مدیریت سود دارد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Recognition of Earnings Management Using Changes in Asset Turnover and Profit Margin

نویسندگان [English]

  • ahmad bahrami 1
  • mohsen dastgir 2
چکیده [English]

The aim of this research is to recognize earnings management of the firms listed in Tehran Stock Exchange using changes in asset turnover (ATO) and profit margin (PM). ATO/PM model and Jones adjusted abnormal accruals model have been used to recognize upward and downward earnings management. Statistical population contains 133 firms during 2004-2011. The correlations tests, the mean equality tests such as t-student & Welch, and also panel/pooled regression models have been used to test the research hypotheses. Findings indicate that contemporaneous increases in PM and decreases in ATO cannot be as a recognizer of upward earnings management, and also contemporaneous decreases in PM and increases in ATO cannot be as a recognizer of downward earnings management. Also, results show that Jones adjusted abnormal accruals  model as compared to ATO/PM model has incremental and greater relative information content in recognition of earnings management.

کلیدواژه‌ها [English]

  • earnings management
  • asset turnover
  • profit margin
  • abnormal accruals items model

مقدمه

شناسایی مدیریت سود جهت ارزیابی عملکرد جاری، پیش­بینی سودآوری آتی و همچنین تعیین ارزش شرکت برای استفاده­کنندگان از صورت‌های مالی از اهمیت به­سزایی برخوردار است. با این وجود، اغلب شناسایی و تشخیص مدیریت سود مشکل و زمان­بر است به­ویژه درمواردی که این مقوله با انگیزه­ی آشکاری انجام نشده است. تحقیقات دانشگاهی، معیارهای مختلفی را جهت شناسایی مدیریت سوداستفاده کرده­اند (جانسن و همکاران، 2012، 221). بیشتر ان‌ها، مدل­های اقلام تعهدی وتجزیه کل اقلام تعهدی به اقلام تعهدی عادی و غیرعادی را برای شناسایی مدیریت سود استفاده کرده‌اند. مک نیکولز (2000) بر این باور است در رابطه با نحوه رفتاراقلام تعهدی درغیاب اقلام تعهدی اختیاری، تئوری‌ها و نظریه­های محدودی وجود دارد. فیلدز و همکاران (2001) معتقدند استفاده از مدل­های اقلام تعهدی موجود در رابطه با شناسایی مدیریت سود منجر به مشکلات جدی را در تفسیر نتایج به دنبال دارد.

در تجزیه و تحلیل دوپونت، بازده دارایی­های شرکت قابل تفکیک به دو جزء گردش دارایی­ها و حاشیه سود است و ادبیات تحلیلی صورت‌های مالی به طور گسترده­ای در بررسی سودآوری و تغییرات آن به این مدل و تجزیه آن پرداخته است (وایت و همکاران، 2003؛ پالپوو همکاران، 2004؛ استیکنی و همکاران، 2004؛ لاندهولم و اسلوان (2004) و پن­من، 2007).

در این پژوهش به منظور شناسایی و تشخیص مدیریت سود به پیروی ازجانسن و همکاران (2012) از تجزیه وتحلیل دوپونت استفاده می­شود به این علت که فروش یک عامل و محرک اصلی سرمایه­گذاری و سود شرکت است از اینرو خالص دارایی­های عملیاتی منعکس در ترازنامه وخالص سود عملیاتی منعکس درصورت سودو زیان شرکت باید رابطه مستقیمی با دارایی­ها داشته باشد. به علاوه، تغییر در گردش دارایی­ها و حاشیه سود به طور معکوس و در جهت مخالف هم می­تواند نشان‌های از مدیریت سود باشد. بطورکلی مدیریت سود رو به بالا حاشیه سود را افزایش گردش دارایی­ها را کاهش می‌دهد. این در حالی است که مدیریت سود رو به پایین حاشیه سود را کاهش و گردش دارایی­ها را افزایش می‌دهد. (جانسن و همکاران، 2012).

در این پژوهش، افزایش حاشیه سود و به طور هم­زمان کاهش گردش دارایی­ها نشان‌های از مدیریت سود رو به بالا و کاهش حاشیه سود و به طور هم­زمان افزایش گردش دارایی­ها نشان‌های از مدیریت سود رو به پایین است.

از آن­جایی که مدیریت سود به­طور مستقیم قابل مشاهده نیست، نمی­توان به­طور مستقیم آزمون­هایی را به منظور تعیین اعتبار معیار تشخیصی اجزای مدل دوپونت در شناسایی مدیریت سود، انجام داد. اگرچه می­توان به نتایج پژوهش­های پیشین استناد کرد که نشان داده­اند معیار دوپونت با سناریوهای مدیریت سود دراتباط است.

مدیران به عنوان تهیه کنندگان صورت‌های مالی بر وضعیت مالی شرکت اشراف دارند و از سطح آگاهی بیش­تری در مقایسه با استفاده کنندگان صورت‌های مالی برخوردارند (کردستانی و امیربیگی، 1387) افزایش اطلاعات مدیران راجع به روش‌ها و دستورالعمل­های حسابداری و همچنین انعطاف پذیری اصول و استانداردهای پذیرفته شده حسابداری انگیزه­های بیش­تری در مدیران جهت ارائه تصویری مطلوب از وضعیت مالی واحد تجاری از طریق پدیده­ای به نام مدیریت سود پدید آورده است (جوادیان کوتنایی، 1379).

زهرا و همکاران (2005) بیان می­کنند اعمال اختیاری مدیران از طریق مدیریت سود می­تواند زمینه را برای پنهان کردن ارزش واقعی دارایی­ها و وضعیت مالی شرکت فراهم آورد و عواقب منفی برای ذینفعان بخصوص سهامداران، کارکنان، جامعه، شهرت مدیران ­و امنیت شغلی آنان به­همراه داشته باشد.

با توجه به مطالب ذکر شده و نادیده گرفته شدن مدل تشخیصی دوپونت جهت شناسایی مدیریت سود در بازارهای سرمایه ایران و همچنین احتمال به خطرافتادن منافع ذی­نفعان دراثر رفتارهای مدیریت سود، این مطالعه بر آن است از طریق تغییر در گردش دارایی­ها و حاشیه سود به شناسایی مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد.

سؤال اصلی این پژوهش این است که آیا مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها قادر به تشخیص مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می­باشد یا خیر؟

 پیشینه پژوهش

آیرتس و همکاران (2013) در پژوهشی با عنوان «توجیه مدیریت سود و مدیریت سود تحت محدودیت­های نهادی مختلف» با بررسی 162شرکت از چهار کشور انگلستان، استرالیا، امریکا و کانادا به این نتیجه رسیدند همگرایی دقیق و نزدیکی بین استفاده از توضیحات سود و جهت و شدت مدیریت اقلام تعهدی وجود دارد.

جانسن و همکاران (2012) در پژوهشی با عنوان «شناسایی مدیریت سود با استفاده از تغییر در گردش دارایی­ها و حاشیه سود» به این نتیجه رسیدند افزایش حاشیه سود و کاهش گردش دارایی­ها به طورهمزمان نشانه مدیریت سود رو به بالا و کاهش حاشیه سود و افزایش گردش دارایی­ها هم به طورهمزمان نشانه مدیریت سود رو به پایین است. همچنین مدل اقلام تعهدی غیرعادی نسبت به مدل تشخیصی حاشیه سود/گردش دارایی­ها محتوای اطلاعاتی کم­تری در شناسایی مدیریت سود دارد.

هان و همکاران (2010) در پژوهشی با عنوان «بررسی مقایسه­ای اثرات فرهنگ ملی بر مدیریت سود « بین کشورهای مختلف به این نتیجه رسیدند از بین ارزش­های فرهنگی، اجتناب از عدم اطمینان نسبت به آینده و فردگرایی، قدرت توضیحی بالایی برای توجیه رفتارهای مدیریت سود بین کشورها دارند. همچنین فرهنگ ملی و ساختار سازمانی از عوامل مهم توجیه­کننده رفتارهای مدیریت سود می­باشند.

نیکومرام وهمکاران (1388) درپژوهشی باعنوان «ارزیابی مدل­های مبتنی براقلام تعهدی برای کشف مدیریت سود» به ارزیابی 9 مدل کشف مدیریت سودپرداختندوبه این نتیجه رسیدندکه درکل، مدل­های مبتنی برروش‌های برآوردرگرسیونی ازتوان بیش­تری نسبت به سه مدل هیلی، دی آنجلو و تعدیل­ شده­ی دی­آنجلو برخوردارند. از میان روش‌های رگرسیونی، روش اصلی جونز (1991) از توان کم­تری برای تبیین مدیریت سود برخوردار بود. در مورد ویرایش­های بعدی مدل جونز، ویرایش تعدیل­شده­ی جونز (1995) و مدل ساده­ی دی­چاو (2002) و مدل جامع دی­چاو (2002) و نسخه­های تورم­زدایی شده­ی آن توان قابل قبولی برای کشف مدیریت سود داشتند.

جبارزاده کنگرلویی و همکاران (1389) در پژوهشی با عنوان «بررسی رابطه مدیریت سود شرکت‌های گروه (تلفیقی) با بازده سهام شرکت اصلی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» به این نتیجه رسیدند مدیریت سود شرکت‌های گروه (تلفیقی) با بازده سهام شرکت اصلی رابطه مستقیم معکوس اما معنی داری دارد.

خواجوی و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان «بررسی رابطه بین مدیریت سود و مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» به این نتیجه رسیدند بین مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت و مدیریت سود رابطه منفی وجود دارد.

آقایی و ناظمی ارکانی (1391) در پژوهشی به بررسی تأثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج نشان داد شرکت‌هایی که حسابرس آن‌ها متخصص صنعت است سطح مدیریت اقلام تعهدی اختیاری پایین­تری دارند.

بزرگ اصل و غفارپور (1391) درپژوهشی با عنوان «مقایسه الگوهای پیش­بینی اقلام تعهدی برای تشخیص مدیریت سود» به مقایسه پنج الگوی رایج برای شناسایی مدیریت سود شامل الگوهای دی­آنجل (1985)، جونز (1991)، تعدیل­شده جونز (1995)، سابرامانیام (1996) و گومز و همکاران (2000) پرداختند و به این نتیجه رسیدند الگوی تعدیل­شده جونز (1995) توان بیش­تری در شناسایی مدیریت سود شرکت‌های بورسی دارد.

فرضیه‌های پژوهش

به پشتوانه ادبیات نظری و پیشینه پژوهش، سه فرضیه اصلی زیر تدوین شد:

1- افزایش حاشیه سودوکاهش گردش دارایی­هابه طور همزمان نشانه مدیریت سود رو به بالا است.

2- کاهش حاشیه سودوافزایش گردش دارایی­هابه طورهمزمان نشانه مدیریت سودروبه پایین است.

3- مدل تشخیصی حاشیه سود/گردش دارایی­ها در مقایسه با مدل اقلام تعهدی غیرعادی محتوای اطلاعاتی مربوط­تر و بیش­تری در شناسایی مدیریت سود دارد.

متغیرهای پژوهش

متغیرهای استفاده شده در این پژوهش ونحوه محاسبه آن‌ها به شرح ذیل است:

رابطه (1)                                                                                 

:  تغییر در حاشیه سود  

: میزان حاشیه سود (نسبت سود عملیاتی به فروش)

 رابطه (2)                                                                      

: تغییر در گردش دارایی­ها

  :گردش دارایی­ها

رابطه (3)

 

: مدیریت سود رو به بالا در سال  برای شرکت  در صورتی که در سال مذکور، تغییر در حاشیه سود، مثبت و تغییر در گردش دارایی­ها، منفی باشد و در سال گذشته مدیریت سود رو به پایین وجود نداشته باشد، مقدار 1 و در غیر اینصورت مقدار صفر را اختیار می‌کند.

رابطه (4)

   

: مدیریت سود رو به پایین در سال  برای شرکت  در صورتی که در سال مذکور، تغییر در حاشیه سود، منفی و تغییر در گردش دارایی­ها، مثبت باشد و در سال گذشته مدیریت سود رو به بالا وجود نداشته باشد، مقدار 1 و در غیر اینصورت مقدار صفر را اختیار می‌کند.

5. مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی غیرعادی: برای اندازه­گیری مدیریت سود رو به بالا و رو به پایین بر اساس اقلام تعهدی غیرعادی از مدل تعدیل شده جونز استفاده شد (بولو و حسینی، 1386، 79):

رابطه (5)

 

: جمع اقلام تعهدی : مبلغ ناخالص اموال، ماشین آلات و تجهیزات

  : جمع دارایی‌ها : تغییرات درآمد طی سال  تا

: تغییرات حساب­ها و اسناد دریافتنی طی سال­های  تا  

اقلام تعهدی مدیریت شده برای هر شرکت از طریق رابطه زیر و با استفاده از ضرائب برآوردی رابطه 5 در سطح هر شرکت محاسبه شد:

رابطه (6)

: اجزای مدیریت شده اقلام تعهدی که معادل جمع اقلام تعهدی اختیاری است. در صورتی که رقم مزبور مثبت باشد، شرکت مدیریت سود رو به بالا و در صورتی که این رقم منفی باشد، شرکت مدیریت سود رو به پایین داشته است.

  رابطه (7)                                                                                    

: ارزش بازار حقوق صاحبان سهام

: کل ارزش بازار : تعداد سهام

رابطه(8)                                                                                 

: نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام

: ارزش بازار حقوق صاحبان سهام : ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام

رابطه (9)                                                                                  

: نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی

: متوسط خالص دارایی­های عملیاتی : سود عملیاتی

                                                                                  رابطه (10) 

:نسبت خالص دارایی­های عملیاتی به فروش

  : خالص دارایی­های عملیاتی : میزان فروش

جامعه و نمونه آماری

جامعه آماری این پژوهش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و دوره زمانی پژوهش از سال 1383 الی 1390 می‌باشد. نمونه آماری نیز با لحاظ شرایط زیر انتخاب شد:

1- تا پایان اسفند ماه سال 1382 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده و سال مالی آن منتهی به پایان اسفند ماه باشد.

2- خالص دارایی­های عملیاتی شرکت در سال جاری و سال گذشته منفی نباشد.

2- شرکت‌ها نبایستی سال مالی خود را در طی دوره‌های مورد نظر تغییر داده باشند.

3- شرکت موردنظرطی دوره پژوهش فعالیت مستمرداشته وسهام آن موردمعامله قرارگرفته باشد.

 4- اطلاعات مالی در دوره زمانی 1383 الی 1390 را به طور کامل ارائه کرده باشد.

5- جزء شرکت‌های سرمایه­گذاری و واسطه­گری مالی نباشند.

بر این اساس، 133 شرکت به عنوان نمونه انتخاب شد.

 

 

روش تحقیق

این پژوهش از نوع «علّی» یا «پس از وقوع» است. همچنین از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از نظر روش اجرا در زمره پژوهش­های همبستگی قرار دارد. داده­های پژوهش از طریق بانک‌های اطلاعاتی بورس اوررق بهادار تهران و نرم افزار ره­آورد نوین جمع­آوری شده است.

مدل پژوهش

به منظور آزمون فرضیه اول و دوم، از میزان همگرایی و همبستگی بین مدیریت سود در دو مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها و مدل اقلام تعهدی غیرعادی و برای آزمون فرضیه سوم پژوهش از مدل رگرسیونی زیراستفاده شده است. (جانسن، رامنات و یون، 2012):

 

یافته­های پژوهش

آزمون فرضیه اول

برای آزمون فرضیه اول از آزمون همبستگی و برابری میانگین استفاده شده است.

آمار توصیفی و توزیع فروانی تشخیص مدیریت سود رو به بالا طبق دو مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها و اقلام تعهدی غیرعادی در نگاره (1) ارائه شده است. نتایج نشان می­دهد مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها در بین 1064 سال شرکت، تنها 65 سال-شرکت (معادل 061/0 سال-شرکت‌های مورد بررسی) را مدیریت سود رو به بالا تشخیص داده است. این در حالی است که مدل اقلام تعهدی غیرعادی حدود 426 سال-شرکت (معادل 400/0 سال-شرکت‌های مورد بررسی) را مدیریت سود رو به بالا تشخیص داده است. همچنین نتایج ضریب تغییرات نیز نشان می‌دهد مدل اقلام تعهدی غیرعادی در مقایسه با مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها در تشخیص مدیریت سود رو به بالا دارای ضریب تغییرات و پراکندگی کم­تر و در نتیجه ثبات و پایداری بیش­تری می‌باشد و قابلیت آن در تشخیص مدیریت سود رو به بالا در مقایسه با مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها، بالاتر است.

 

 نگاره (1): آمار توصیفی مدیریت سود رو به بالا طبق دو مدل در سطح کل شرکت‌ها

                                                                    معیارها

 متغیرها          

تعداد

میانگین (درصد فراوانی)

ضریب تغییرات

مدیریت سود رو به بالا-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

65

061/0

93/3

مدیریت سود رو به بالا-مدل اقلام تعهدی غیرعادی

426

400/0

23/1

نتایج آزمون همبستگی بین مدیریت سود رو به بالا طبق دو مدل در سطح کل شرکت‌ها در نگاره (2) ارائه شده است. نتایج همبستگی بین مدیریت سود رو به بالا طبق دو مدل حاکی از آن است که در طی دوره پژوهش بین این دو متغیر، همبستگی مثبت و ضعیفی (016/0) وجود داشته است. این نتایج بیان می‌کنند افزایش حاشیه سود و کاهش گردش دارایی­ها به طور همزمان نمی­تواند نشانه مدیریت سود رو به بالا باشد.

نگاره (2): همبستگی بین مدیریت سود رو به بالا طبق دو مدل در سطح کل شرکت‌ها

                                                            متغیرها

متغیرها

مدیریت سود رو به بالا-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

مدیریت سود رو به بالا-مدل اقلام تعهدی غیرعادی

مدیریت سود رو به بالا-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

1

 

مدیریت سود رو به بالا-مدل اقلام تعهدی غیرعادی

016/0

1

نتیجه آزمون برابری میانگین (شامل آزمون t و آزمون ولچ) برای مقایسه مدیریت سود رو به بالا طبق دو مدل، در نگاره (3) طبق دو مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها واقلام تعهدی غیرعادی ارائه شده است. فرضیه اول پژوهش تأیید نمی­شود.

نگاره (3): آزمون برابری میانگین مدیریت سود رو به بالا طبق دو مدل

روش

درجه آزادی

مقدار

احتمال

آزمون t

2126

28/20

0000/0

آزمون ولچ

 (51 و 1543 و 1)

41/411

0000/0

آزمون فرضیه دوم

آمار توصیفی و توزیع فروانی تشخیص مدیریت سود رو به پایین طبق دو مدل در نگاره (4) ارائه شده است. نتایج نشان می­دهد مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها در بین 1064 سال شرکت، تنها 36 سال-شرکت (معادل 034/0 شرکت‌های مورد بررسی) را مدیریت سود رو به پایین تشخیص داده است. این در حالی است که مدل اقلام تعهدی غیرعادی در بین 1064 سال شرکت، حدود 638 سال-شرکت (معادل 600/0 شرکت‌های مورد بررسی) را مدیریت سود رو به پایین تشخیص داده است. همچنین نتایج ضریب تغییرات نیز حاکی از آن است مدل اقلام تعهدی غیرعادی در مقایسه با مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها در تشخیص مدیریت سود رو به پایین دارای ضریب تغییرات و پراکندگی کم­تر و در نتیجه ثبات و پایداری بیش­تری می‌باشد و قابلیت اتکای آن در تشخیص این نوع مدیریت سود در مقایسه با مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها، بالاتر است.

نگاره (4): آمار توصیفی مدیریت سود رو به پایین طبق دو مدل در سطح کل شرکت‌ها

                                                                      معیارها

متغیرها

تعداد

میانگین (درصد فراوانی)

انحراف معیار

ضریب تغییرات

مدیریت سود رو به پایین-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

36

034/0

181/0

32/5

مدیریت سود رو به پایین-مدل اقلام تعهدی غیرعادی

638

600/0

490/0

82/0

نتایج آزمون همبستگی بین مدیریت سود رو به پایین طبق دو مدل، در نگاره (5) ارائه شده است. بر این اساس بین این دومتغیر، همبستگی مثبت وبسیارضعیف (026/0) وجود دارد. این نتایج بیانگرآن است کاهش حاشیه سود وافزایش گردش دارایی­ها به طور همزمان نمی­تواند نشانه مدیریت سودرو به پایین باشد.

نگاره (5): همبستگی بین مدیریت سود رو به پایین طبق دو مدل در سطح کل شرکت‌ها

                                                                   متغیرها

متغیرها

مدیریت سود رو به پایین-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

مدیریت سود رو به پایین-مدل اقلام تعهدی غیرعادی

مدیریت سود رو به پایین-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

1

 

مدیریت سود رو به پایین-مدل اقلام تعهدی غیرعادی

026/0

1

نتیجه آزمون برابری میانگین (شامل آزمون t و آزمون ولچ) برای مقایسه مدیریت سود رو به پایین طبق دو مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها و اقلام تعهدی غیرعادی در نگاره (6) ارائه شده است. نتایج نشان می­دهد تفاوت معنی­داری بین میانگین مدیریت سود رو به پایین وجود دارد. از اینرو فرضیه دوم پژوهش تأیید نمی­شود.

 

 

نگاره (6): آزمون برابری میانگین مدیریت سود رو به پایین طبق دو مدل

روش

درجه آزادی

مقدار

احتمال

آزمون t

2126

32/35

0000/0

آزمون ولچ

 (22 و 1347 و 1)

54/1247

0000/0

آزمون فرضیه سوم

قبل از آزمون این فرضیه، پایایی متغیرهای پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. سپس با انجام آزمون­های F لیمر و هاسمن روش مناسب برآورد مدل رگرسیونی تعیین شد.

نتایج پایایی متغیرهای پژوهش در نگاره (7) ارائه شده است. برای تعیین پایایی متغیرها از آزمون لوین، لین و چو استفاده شده است. نتایج این آزمون بیان می‌کند متغیرهای پژوهش در سطح پایا هستند.

نگاره (7): آزمون پایایی متغیرهای پژوهش

                                                                                   نوع آزمون

متغیرها

مقدار آماره لوین، لین و چو

احتمال آماره لوین، لین و چو

تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی

46/32-

0000/0

نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی جاری

22/94-

0000/0

تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی جاری

58/31-

0000/0

نسبت خالص دارایی­های عملیاتی به فروش جاری

95/73-

0000/0

تغییرات نسبت خالص دارایی­های عملیاتی به فروش جاری

38/27-

0000/0

تغییر در گردش دارایی­ها

49/27-

0000/0

تغییر در حاشیه سود

23/32-

0000/0

اجزای مدیریت شده اقلام تعهدی

96/39-

0000/0

مدیریت سود رو به بالا-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

----

----

مدیریت سود رو به پایین-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

----

----

نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام

87/34-

0000/0

آمار توصیفی متغیرهای پژوهش در نگاره (8) ارائه شده است.

با مقایسه ضریب تغییرات متغیرهای مستقل این نتیجه حاصل می‌شود در بین متغیرهای مذکور، متغیرمدیریت سود رو به بالا طبق مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها کم­ترین ضریب تغییرات و پراکندگی و بیش­ترین ثبات و پایداریرا دارد؛ در مقابل، متغیر مدیریت سودرو به پایین طبق مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها بیش­ترین ضریب تغییرات و پراکندگی و کم­ترین ثبات و پایداری را دارد.

مقایسه ضریب تغییرات متغیرهای مستقل و وابسته نشان می‌دهد متغیر وابسته (تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی) در مقایسه با متغیرهای مستقل به طور متوسط ضریب تغییرات و پراکندگی بیش­تری و ثبات و پایداری کم­تری دارد. این موضوع نشان می­دهد تغییرات متغیر وابسته باید علاوه بر متغیرهای مستقل تحت تأثیر عوامل دیگری نیز باشد که در این پژوهش از آن‌ها به عنوان متغیر کنترلی نام برده شده است.

نگاره (8): آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

                                                                معیارها

متغیرها

تعداد

میانگین

میانه

انحراف معیار

ضریب تغییرات

تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی

798

01/0-

01/0-

11/0

11

نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی جاری

798

20/0

16/0

20/0

1

تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی جاری

798

02/0-

01/0-

12/0

6

نسبت خالص دارایی­های عملیاتی به فروش جاری

798

63/1

19/1

11/2

29/1

تغییرات نسبت خالص دارایی­های عملیاتی به فروش جاری

798

06/0

005/0

12/2

33/35

تغییر در گردش دارایی­ها

798

01/0-

01/0

27/0

27

تغییر در حاشیه سود

798

01/0-

005/0-

12/0

12

اجزای مدیریت شده اقلام تعهدی

798

03/0-

03/0-

15/0

5

مدیریت سود رو به بالا-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

798

044/0

0

20/0

55/4

مدیریت سود رو به پایین-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

798

012/0

0

11/0

17/9

نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام

798

16/2

59/1

72/2

26/1

ابتدا با استفاده از آزمون F لیمر روش برآورد مدل رگرسیونی پرداخته شد. نتیجه آزمون F لیمر در نگاره (9) ارائه شده است. آماره F لیمراحتمالی کم­تر از سطح معنی­داری 5 درصد دارد و لذا، برای آزمون فرضیه فوق از روش اثرات ثابت استفاده شد.

 

 

نگاره (9): انتخاب روش برآورد مدل رگرسیونی

 

احتمال آماره آزمون

درجه آزادی

مقدار آماره آزمون

نوع آزمون

0000/0

 (655 و 132)

319/2

F لیمر

به دلیل انتخاب روش برآورد اثرات ثابت با انجام آزمون هاسمن این روش در برابر روش اثرات تصادفی آزمون شد. نتیجه آزمون هاسمن در نگاره (10) ارائه شده است. مقدار احتمال آماره هاسمن کم­تر از سطح معنی­داری 5 درصد می‌باشد؛ لذا، فرضیه صفر مبنی بر برآورد به روش اثرات تصادفی رد می‌شود و برای آزمون فرضیه سوم از روش اثرات ثابت استفاده می‌گردد.

نگاره (10): انتخاب روش اثرات ثابت در برابر روش اثرات تصادفی

 

احتمال آماره آزمون

درجه آزادی خی­دو

مقدار آماره خی­دو

نوع آزمون

0000/0

10

886/270

هاسمن

نتایج آزمون فرضیه سوم در نگاره (11) ارائه شده است. بر این اساس، تأثیر اجزای مدیریت شده اقلام تعهدی بر تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی، منفی (09/0-) و با توجه به احتمال آماره t (0012/0) معنی­دار است. این موضوع نشان می­دهد مدل اقلام تعهدی غیرعادی محتوای اطلاعاتی دارد؛ به طوری که با افزایش اقلام تعهدی اختیاری (مدیریت سود) در شرکت‌ها، تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی کاهش می­یابد. همچنین مدیریت سود رو به بالا و رو به پایین طبق مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها تأثیر منفی بر تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی دارد، اما معنی­دار نمی­باشد. مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها محتوای اطلاعاتی ندارد.

به علاوه نتایج حاکی از آن است تأثیر تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی جاری، تغییر در گردش دارایی­ها و همچنین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام بر تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی، مثبت و معنی­دار است. این موضوع نشان می­دهد تغییرات بیش­تر گردش دارایی­ها و ارزش بازار بالاتر، تغییرات سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی بیش­تری را به همراه دارد. همچنین تأثیر نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی جاری بر تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی، منفی و معنی­دار است. این موضوع نیز نشان می­دهد شرکت‌های دارای نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی جاری بیش­تر، از تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی کم­تری برخوردار هستند.

نتایج مربوط به آماره F و دوربین-واتسون نیز نشان می­دهد مدل در حالت کلی معنی­دار بوده و فاقد مشکل خودهمبستگی است.

نتایج مربوط به ضریب تعیین تعدیل شده هم نشان می­دهد حدود 9/30 درصد از تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی متغیرهای پژوهش اثر می‌پذیرد.

نگاره (11): تأثیر متغیرهای پژوهش بر تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی‌های عملیاتی آتی

                                                                      آماره­ها

متغیرها

ضرایب رگرسیونی

مقدار آماره t

احتمال آماره t

مقدار ثابت

13/0

96/9

0000/0

نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی جاری

69/0-

30/16-

0000/0

تغییرنسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی جاری

16/0

62/3

0003/0

نسبت خالص دارایی­های عملیاتی به فروش جاری

003/0-

94/0-

3474/0

تغییر نسبت خالص دارایی­های عملیاتی به فروش جاری

003/0-

11/1-

2693/0

تغییر در گردش دارایی­ها

04/0

37/2

0182/0

تغییر در حاشیه سود

05/0-

43/1-

1545/0

اجزای مدیریت شده اقلام تعهدی

09/0-

24/3-

0012/0

مدیریت سود رو به بالا-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

01/0-

72/0-

4729/0

مدیریت سود رو به پایین-مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها

04/0-

17/1-

2437/0

نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام

006/0

46/3

0006/0

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

احتمال آماره F

آماره دوربین-واتسون

432/0

309/0

0000/0

10/2

با توجه به معنی­دار بودن تأثیر اجزای مدیریت شده اقلام تعهدی بر تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی و عدم تأثیر مدیریت سود رو به بالا و رو به پایین طبق مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها بر متغیر وابسته، مدل اقلام تعهدی غیرعادی نسبت به مدل تشخیصی حاشیه سود/گردش دارایی­ها محتوای اطلاعاتی مربوط­تر و بیش­تری در شناسایی مدیریت سود دارد و لذا فرضیه سوم پژوهش تأیید نمی­شود.

نتیجه­گیری

نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده­های گردآوری شده جهت آزمون فرضیه­ها، ناکارآمد بودن مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها را در تشخیص مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نشان داد. در پاسخ به سؤال این پژوهش ­که آیا مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها می‌تواند مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را تشخیص دهد یا خیر؟ باید گفت نتایج آزمون فرضیه­های اول ودوم پژوهش حاکی از آن است مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها قادربه شناسایی مدیریت سود رو به بالا ومدیریت سود رو به پایین در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نمی­باشد. همچنین نتیجه آزمون فرضیه سوم نیز نشان داد مدل اقلام تعهدی غیرعادی نسبت به مدل تشخیصی حاشیه سود/گردش دارایی­ها دارای محتوای اطلاعاتی مربوط­تر و بیش­تری در شناسایی مدیریت سود دارند. این یافته­ها مغایر با نتایج پژوهش قبلی جانسن، رامنات و یون (2012) مغایر است.

پیشنهادها

1- با توجه به ناتوانی مدل حاشیه سود/گردش دارایی­ها در تشخیص مدیریت سود (اعم از رو به بالاو روبه پایین)، به تحلیلگران وسایرمشارکت­کنندگان دربورس اوراق بهادارتهران پیشنهادمی­شود برای تشخیص مدیریت سودشرکت‌ها همچنان ازمدل­های اقلام تعهدی غیرعادی استفاده نمایند.

2- با توجه به تأثیر مثبت و معنی­دار نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام بر تغییرات نسبت سود عملیاتی به متوسط خالص دارایی­های عملیاتی آتی، به استفاده­کنندگان از اطلاعات مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پیشنهاد می­شود به منظور پیش­بینی عملکرد آتی شرکت‌ها از این معیار، یعنی نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام استفاده نمایند. 

بزرگ اصل، موسی و غفارپور، فرشید. (1391). «مقایسهالگوهایپیش­بینیاقلامتعهدیبرایتشخیصمدیریتسود»، پژوهش­های کاربردی در گزارشگری مالی، سال اول، شماره 1، 50-27.

بولو، قاسم و حسینی، سید­علی. (1386). «مدیریت سود و اندازه­گیری آن: رویکردی نظری»، مجله حسابدار رسمی، جامعه حسابداران رسمی ایران، سال چهارم، شماره 12، 88-72.

جوادیان کوتنایی، حمیدرضا. (1379). «هموارسازی سود»، ماهنامه حسابدار، شماره 136.

حقیقت، حمید و رایگان، احسان. (1387). «نقش هموارسازی سود بر محتوای اطلاعاتی سودها در خصوص پیش­بینی سودهای آتی»، بررسی­های حسابداری وحسابرسی، شماره 46، 46-33.

سید عباس زاده‌، میرمحمد. (1380). روش‌های عملی پژوهش در علوم انسانی. چاپ اول، ارومیه‌: دانشگاه ارومیه‌.

کردستانی، غلامرضا و امیربیگی، حبیب. (1387). «محافظه­کاری در گزارش­گری مالی: بررسی رابطه عدم تقارن زمانی سود و MTB به عنوان دو معیار ارزیابی محافظه­کاری»، فصلنامه بررسی­های حسابداری و حسابرسی، شماره 52، 106-89.

مشایخی، بیتا؛ مهرانی، ساسان؛ مهرانی، کاوه و کرمی، غلامرضا. (1384). «نقش اقلام تعهدی اختیاری در مدیریت سود شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران»، بررسی­های حسابداری وحسابرسی، شماره 42، 74-61.

ملانظری، مهناز و کریمی زند، ساناز. (1386). «بررسی ارتباط بین هموارسازی سود با نوع صنعت در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران»، بررسی­های حسابداری و حسابرسی، شماره 47، 100-83.

نیکومرام، هاشم، نوروش، ایرج و مهرآذین، علیرضا. (1388). «ارزیابیمدل­هایمبتنیبراقلامتعهدیبرایکشفمدیریتسود»، مجله پژوهش­های مدیریت، شماره 82، 20-1.

Aerts, W. ; Cheng, P. & Tarca, A. (2013). “Management’s Earnings Justification and Earnings Management under Different Institutional Regimes”, Corporate Governance: An International Review, 21 (1): 93–115.

Charitoun, N. L. and T. Lenos, (2007). “Earnings Behaviour of Financially Distressed Firms, the Role of Institutional Ownership”, ABACUS, 43 (3): 271-296.

DeAngelo, L. (1986). “Accounting numbers as market valuation substitutes: A study of management buyouts of public stockholders”, The Accounting Review, 61 (3): 400–20.

Dechow, P. M. , S. A. Richardson, and I. Tuna, (2003). “Why are earnings kinky? An examination of the earnings management explanation”, Review of Accounting Studies, 8 (2): 355–84.

Dechow, P. M. , Sloan, R. G. , and A. P. Sweeney, (1995). “Detecting Earnings Management”, Accounting Review, 70: 193–225.

Fields, T. D. , T. Z. Lys, and L. Vincent, (2001). “Empirical research on accounting choice”, Journal of Accounting and Economics 31 (1): 255–307.

Han, S. , Kang, T. , Salter, S. & Yoo, Y. K. (2010). “A Cross-Country Study on the Effects of National Culture on Earnings Management”, Journal of International Business Studies, 41: 123-141.

Healy, P. M. (1985). “The effect of bonus schemes on accounting decisions”, Journal of Accounting and Economics 7 (1-3): 85–107.

Jansen, I. P. ; Ramnath, S. and T. L. Yohn, (2012). “A Diagnostic for Earnings Management Using Changes in Asset Turnover and Profit Margin”, Contemporary Accounting Research, 29 (1): 221–251.

Jones, J. (1991). “Earnings management during import relief investigations”, Journal of Accounting Research, 29 (2): 193–229.

Kothari, S. P. , A. Leone, and C. Wasley, (2005). “Performance matched discretionary accrual measures”, Journal of Accounting and Economics, 39 (1): 163–97.

Lundholm, R. J. , and R. G. Sloan, (2004). Equity valuation and analysis. New York: McGraw-Hill Irwin.

McNichols, M. F. (2000). “Research design issues in earnings management studies”, Journal of Accounting and Public Policy, 19 (4-5): 313–45.

Palepu, K. G. , V. L. Bernard, and P. M. Healy, (2004). Business analysis and valuation: Using financial statements. Cincinnati. OH: South-Western Publishing.

Penman, S. (2007). Financial statement analysis and security valuation. 3rd ed. , New York: McGraw-Hill Irwin.

Stickney, C. , P. Brown, and J. Wahlen, (2004). Financial reporting and statement analysis: A strategic perspective. Cincinnati, OH: Thomson South-Western.

Stolowy, H. , and G. Bereton, (2004). “A Framework for the Classification of Accounts Manipulations”, International journal of accounting.

White, G. I. , A. G. Sondhi, and D. Fried, (2003). The analysis and use of financial statements. New York: Wiley.

Zahra, S. A. , Priem, R. L. , and A. A. Rasheed, (2005). “The Antecedents and Consequences of Top Management Fraud”, Journal of Management, 31: 803-828