تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد حسابداری دانشگاه الزهرا

2 دانشجو دکتری حسابداری دانشگاه الزهرا

3 دانشجو دکتری حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

 آگاهی از تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر مشکلات کلان اقتصادی از جمله گریز مالیاتی، حایز اهمیت بسیاری است. از طرفی با توجه به اهمیت روزافزون مالیات به عنوان یکی از مهم­ترین منابع مالی و درآمدی دولت، شناخت راه­کارهای کاهش پدیده مخرب گریز مالیاتی که موجب اختلال در وصول کامل مالیات و کاهش درآمدهای مالیاتی دولت می­شود نیز اهمیت بسیاری دارد. افشای با کیفیت اطلاعات می­تواند به عنوان یک عامل نظارتی، رفتار مدیریت شرکت را کنترل نموده و انگیزه گریز از مالیات را کاهش دهد، لذا انتظار می­رود افزایش کیفیت افشای شرکتی موجب کاهش گریز مالیاتی شرکتی شود. با توجه به اهمیت موضوع، این تحقیق با استفاده از روش تحلیل داده‌های ترکیبی به بررسی تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی در ایران می­پردازد. بدین منظور از اطلاعات 40 شرکت پذیرفته شده در دوره زمانی پنج سال، از سال 1386 لغایت 1390 استفاده شده است. در این تحقیق، به منظور تفکیک آثار اجزای گوناگون کیفیت افشا بر گریز مالیاتی، از دو معیار به موقع بودن و قابل اتکا بودن افشای شرکتی و برای سنجش گریز مالیاتی نیز از معیاری مبتنی بر تفاوت مالیات ابرازی و قطعی استفاده شده است. نتایج حاکی از وجود اثر مثبت کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی شرکتی است. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Corporate Disclosure Quality and Tax Noncompliance

نویسندگان [English]

  • Vida Mojtahedzade 1
  • Mina Abouhamzeh 2
  • Mohammad Mahdi Mirzaee 3
چکیده [English]

The impact of corporate disclosure quality on macroeconomic issues, including tax noncompliance, is so important to know. According to the growing importance of tax as one of the governmental major financial resources and revenues, it is very important to identify strategies for decrease of tax noncompliance which reduces tax revenues. High quality disclosure of information can be viewed as a regulatory factor that controls the behavior of corporate management and reduces incentives for tax noncompliance, so it is expected that enhancement of corporate disclosure quality will reduce the corporate tax noncompliance. This study, using Panel Data Analysis, examines the impact of corporate disclosure quality on reducing tax noncompliance in Iran. To achieve this, we investigated 40 firms listed in TSE for a period from 2007 to 2011. This study uses timeliness and reliability as two different criteria of disclosure quality and uses a criterion based on the difference between decided and declared tax for measuring tax noncompliance. The results indicate a positive effect of corporate disclosure quality on corporate tax noncompliance reductio.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tax
  • Corporate disclosure quality
  • Corporatetax noncompliance
  • Timeliness
  • reliability

1-    مقدمه

نیل به اهداف بلندمدت اقتصادی در گرو عملکرد مناسب بازارهای مالی و عملکرد مناسب بازارهای مالی به ویژه بازار سرمایه، در گرو وجود اطلاعاتی با کیفیت بالا است. افشای باکیفیت اطلاعات مالی برای استفاده‌کنندگان برون‌سازمانی به صورت قابل­اتکا و به­موقع نیز بر عهده گزارشگری مالی می­باشد (مرادزاده­فرد و ابوحمزه، 1390). افشای باکیفیت اطلاعات، احتمال کشف موارد گریز مالیاتی شرکت را افزایش داده و از این طریق انگیزه مدیریت را برای اقدام به گریز از مالیات کاهش می­دهد و در نهایت موجب افزایش درآمدهای مالیاتی دولت می­شود.

در تمام کشورها، دولت­ها از یک طرف عهده­دار منابع عمومی ملت­ها هستند و از طرف دیگر مسئول تامین خواسته­ها و نیازهای مردم می­باشند، لذا برای انجام مسئولیت­ها و تعهدات خود نیازمند منابع مالی مکفی هستند. منابع درآمدی که دولت­ها در بودجه کشورها پیش­بینی نموده و به آن­ها تکیه می­نمایند شامل درآمدهای مالیاتی و درآمدهای غیرمالیاتی از جمله درآمدهای نفتی می­باشد (زهی و خانلی، 1389).

درآمد مالیاتی یکی از مهمترین و قابل­اتکاترین منابع درآمدی دولت­ها است. افزایش درآمدهای مالیاتی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، شکاف طبقاتی در جامعه و اثرات مخرب برخی از پیامدهای نامناسب اقتصادی از جمله تورم را کاهش می­دهد. اگر عدالت مالیاتی محقق شود، یعنی تمام اقتصاد مالیات دهد و گریز مالیاتی وجود نداشته باشد، می­توان اثرات نامطلوب و مضر توزیعی تورم و افزایش نقدینگی را کاهش داد.

مطابق با تعریف صندوق بین­المللی پول، «مالیات عبارت است از وجوه اجباری، غیرجبرانی و غیرقابل برگشت که دولت برای مقاصد عمومی مطالبه می­نماید». اهداف دولت­ها از وضع مالیات عبارتند از: تامین قسمتی از هزینه‌های بخش عمومی مخصوصا هزینه­های جاری دولت، تعدیل توزیع درآمد و ثروت در جامعه و بهبود شاخص­های اقتصادی از جمله نرخ تورم، نرخ بیکاری، نرخ سرمایه­گذاری، مهار برخی پدیده­های نامطلوب اقتصادی مانند رکود یا تورم، کنترل حجم واردات و صادرات و به­طور کلی تامین نیازهای جامعه (شهبازیان، 1373).

نتایج حاصل از بررسی ترکیب درآمدهای دولت ایران نشان می­دهد که میزان درآمدهای مالیاتی در قیاس با سایر منابع درآمدی همچون درآمدهای نفتی و گازی، بسیار ناچیز است (شمیرانی و اسدزاده بالی، 1387). این امر نشان می­دهد که با وجود ظرفیت­های بالای مالیاتی در کشور، درآمدهای مالیاتی منبع مناسب و قابل اتکایی برای تامین مالی دولت محسوب نمی‌شوند، درحالی­که در شرایط کنونی که وجود تحریم­های جهانی موجب کاهش درآمدهای نفتی و فشار بر بودجه کشور شده، افزایش سایر منابع درآمدی از جمله درآمدهای مالیاتی ضرورت یافته است.

یکی از مهمترین راه­های افزایش درآمدهای مالیاتی، تلاش جهت کاهش پدیده شوم گریز مالیاتی است. مفهوم گریز مالیاتی شامل یک طیف وسیع از اجتناب مالیاتی تا فرار مالیاتی است. هرچند اجتناب مالیاتی و فرار مالیاتی هر دو از مصادیق گریز مالیاتی هستند اما تفاوت اساسی آن­ها در این است که اجتناب مالیاتی، عدم تمکین قانونی است در حالی که فرار مالیاتی، عدم تمکین غیرقانونی است.

یکی از راه­های کاهش گریز مالیاتی، افزایش کیفیت افشای شرکتی است. کیفیت افشای شرکتی را می‌توان با ارزیابی میزان آگاهی‌بخشی آن ارزیابی کرد (لوبو و ژو، 2001). این آگاهی‌بخشی تا حد زیادی به جزییات، به‌موقع بودن و شفافیت افشای شرکتی بستگی دارد. هم­چنین در دسترس بودن مدیریت جهت پاسخگویی به پرسش‌های تحلیل‌گران می‌تواند به ارتقای کیفیت افشا بیانجامد.

به طور کلی افزایش کیفیت افشای شرکتی، احتمال کشف موارد گریز مالیاتی شرکت توسط ماموران مالیاتی را افزایش داده و لذا انگیزه مدیران را برای گریز از مالیات کاهش می­دهد. بدین ترتیب مدیران شرکت­ها ملزم به رعایت قوانین و مقررات مالیاتی شده و گریز مالیاتی کاهش می­یابد.

از طرفی در سال‌های اخیر، ورشکستگی­های­ بزرگ و ناگهانی، کیفیت افشای اطلاعات در گزارش‌های سالانه را مورد تردید قرار دادند. از این‌رو، آگاهی از اینکه کیفیت افشای اطلاعات چه تأثیری بر اقتصاد از جمله بر کاهش گریز مالیاتی دارد، اهمیت بسیاری دارد. چنان­چه تأثیر مثبت کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی مشخص شود، می‌توان با وضع قوانین و الزاماتی در پذیرش شرکت‌ها و نحوه ارایه و افشای اطلاعات، به افزایش درآمدهای مالیاتی کمک نمود. این تحقیق به بررسی تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی شرکتی می­پردازد.

2. مبانی نظری

با توجه به اهمیت موضوع کاهش گریز مالیاتی و تأثیر به‌سزای کیفیت افشا بر آن، در این تحقیق تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی شرکتی بررسی می‌شود. در این رابطه، ابتدا به بررسی مفاهیم گریز مالیاتی شرکتی و کیفیت افشای شرکتی به صورت جداگانه پرداخته و سپس مبانی نظری در خصوص تأثیر کیفیت افشا بر گریز مالیاتی بیان می‌شود.

1-2. گریز مالیاتی (عدم تمکین) شرکتی

رفتار مودیان مالیاتی در برابر قانون مالیات در یک طیف وسیع از تمکین تا عدم تمکین (گریز مالیاتی) قرار دارد:

الف) در یک سوی طیف رفتاری مودیان، تمکین مالیاتی قرار گرفته است. هرچند تعریف پذیرفته‌شده­ای در مورد مفهوم تمکین مالیاتی در ادبیات حسابداری وجود ندارد اما از یک منظر کلی تمکین مالیاتی یعنی رعایت قوانین مالیاتی از سوی مودی (شمیرانی و اسدزاده بالی، 1386) که در نهایت موجب افزایش درآمدهای مالیاتی دولت می­شود.

در ایران طبق ماده 105 ق. م. م1، جمع درآمد شرکت­­ها و درآمد ناشی از فعالیت‌های انتفاعی سایر اشخاص حقوقی که از منابع مختلف در ایران یا خارج از ایران تحصیل می­شود، پس از وضع زیان­های حاصل از منابع غیرمعاف و کسر معافیت­های مقرر به استثنای مواردی که طبق مقررات این قانون دارای نرخ جداگانه­ای می­باشد، مشمول مالیات به نرخ 25 درصد خواهند بود.

رعایت قوانین و مقررات مالیاتی توسط شرکت یعنی انطباق هرچه بیشتر مالیات ابرازی (که براساس قوانین و مقررات تعیین شده و توسط شرکت در اظهارنامه مالیاتی موضوع ماده 110 قانون مالیات‌های مستقیم درج می­شود) با مالیات قطعی (که از جانب ماموران مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور تشخیص داده شده و قطعی می­شود) که این در واقع همان تمکین مالیاتی از سوی مودی است.

ب) در سوی دیگر طیف رفتاری مودیان، عدم تمکین (گریز مالیاتی) قرار دارد. در خصوص مفهوم عدم تمکین یا گریز مالیاتی نیز تعریف پذیرفته‌شده­ای در ادبیات حسابداری وجود ندارد؛ اما این تحقیق به پیروی از تحقیق هانلن و هیتزمن (2009) گریز مالیاتی را در یک طیف وسیع تعریف می­نماید. بدین ترتیب گریز مالیاتی یا عدم تمکین به معنی عدم رعایت قوانین و مقررات مالیاتی کشور و در واقع گریز از مالیات توسط مودیان مالیاتی است. در واقع میزان گریز مالیاتی که با «شکاف مالیاتی» اندازه­گیری می­شود عبارتست از «تفاوت مالیاتی که توسط نظام مالیاتی وصول شده با مالیاتی که در صورت تمکین کامل مودی قابل وصول می­باشد».

به­طور کلی، گریز مالیاتی تلاش برای کاهش در پرداخت مالیات‌ها تعریف می­شود. این تعریف که برگرفته از تحقیق دیرنگ و همکاران (2008) است، شامل تمام رفتارهایی است که بر میزان مالیات تأثیر می­گذارند و بین فعالیت‌های قانونی و فعالیت‌های غیرقانونی با هدف کاهش مالیات، تفاوتی قایل نمی­شود. آن­ها مفهوم گریز مالیاتی را یک طیف وسیع از رفتارهای مالیاتی تعریف می­کنند که یک سوی آن اعمال قانونی برای کاهش مالیات (اجتناب مالیاتی) و سوی دیگر آن اعمال غیرقانونی با هدف کاهش مالیات (فرار مالیاتی) قرار دارد.

طی دو دهه گذشته، مطالعات متعددی دلایل قابل تاملی برای پاسخ به این پرسش پیدا نمودند که چرا برخی از شرکت­ها بیشتر از سایر شرکت­ها از مالیات می­گریزند. مطالعات اولیه برای یافتن پاسخ این پرسش بر ویژگی­های شرکت به عنوان شاخص­های معرف فرصت، انگیزه و منابع طراحی برنامه مالیاتی تمرکز نمودند (زیمرمن 1983، گوپتا و نیوبری 1997 و رگو 2003) و مطالعات اخیر برای پاسخ به این پرسش به بررسی و آزمون تأثیر وجود تضاد منافع ناشی از وجود رابطه نمایندگی بر رفتار گریز مالیاتی شرکتی پرداختند.

2-2. کیفیت افشای شرکتی

افشا یکی از اصول اساسی حسابداری است که بر کلیه جوانب گزارشگری مالی تأثیر دارد. اصل افشا ایجاب می‌کند که کلیه واقعیت‌های بااهمیت مربوط به رویدادها و فعالیت‌های مالی واحدتجاری به شکل مناسب و کامل گزارش شود. براساس این اصل، صورت‌های مالی اساسی باید حاوی تمامی اطلاعات بااهمیت، مربوط و به‌موقع بوده و این اطلاعات به گونه‌ای قابل فهم و حتی‌الامکان کامل ارایه شود تا امکان اتخاذ تصمیم‌های آگاهانه را برای استفاده‌کنندگان فراهم سازد (نشریه 76 سازمان حسابرسی 1372).

افشا عبارت از توزیع عمومی اطلاعات به صورت داوطلبانه یا در رعایت قوانین و مقررات وضع شده، است؛ هرچند که این اطلاعات عرفا می‌تواند محرمانه نگهداری شود (مدیروس و کوینتریو، 2005). البته منظور حسابداران از افشای اطلاعات، محدود به انتشار اطلاعات مالی واحد تجاری در قالب گزارش‌های مالی است (هندریکسن و ون­بردا، 1992).

مطابق متون حسابداری می‌توان افشا را وابسته به اهداف کیفی اطلاعات حسابداری از قبیل جامعیت، مربوط بودن، اهمیت، قابلیت اتکا و قابلیت مقایسه دانست. خصوصیات کیفی اصلی مرتبط با محتوای اطلاعات، "مربوط بودن" و "قابل اتکا بودن" است. اطلاعاتی مربوط تلقی می‌شود که بر تصمیم‌های اقتصادی استفاده‌کنندگان در ارزیابی رویدادهای گذشته‌، حال و آینده یا تایید یا تصحیح ارزیابی‌های گذشته آن­ها موثر واقع شود. از طرفی اطلاعاتی قابل اتکا است که عاری از اشتباه و تمایلات جانبدارانه بااهمیت باشد و به‌طور صادقانه معرف آن چیزی باشد که مدعی بیان آن است یا به‌گونه‌ای معقول انتظار می‌رود بیان کند. البته گاهی لازم است مدیریت نوعی موازنه بین مزیت‌های نسبی "گزارشگری به موقع" و "ارایه اطلاعات قابل اتکا" برقرار نماید.

اصطلاحات "شفافیت"، سیستم افشا و "کیفیت" اطلاعات حسابداری به طور مشترک و قابل جایگزین استفاده می‌شوند اما ارایه یک تعریف دقیق و روشن از شفافیت یا کیفیت که مورد قبول همگان قرار گیرد، کمی دشوار است (کوتاری، 2000).

شفافیت شرکتی مفهوم مهمی است که نقش مهم و کلیدی در تخصیص بهینه منابع در اقتصاد ایفا می­نماید (وانگ، 2010). بال، کوتاری و رابین (2000) و بال، رابین و وو (1999) شفافیت را به عنوان ترکیبی از ویژگی‌های به­موقع بودن و محافظه‌کاری تفسیر می‌نمایند. به‌موقع بودن اشاره دارد به این که وقایع اقتصادی دوره جاری به چه میزان در صورت‌های مالی آن دوره، جای داده شده‌اند و منظور از محافظه‌کاری، سرعت بیشتر در انعکاس اخبار بد اقتصادی نسبت به اخبار خوب در گزارشگری مالی است. بارث و شیپر (2008) نیز شفافیت را حدودی تعریف می‌نمایند که گزارش‌های مالی، امور اقتصادی اساسی شرکت (منابع شرکت، ادعا نسبت به آن منابع و تغییرات در منابع) را به‌گونه­ای که برای استفاده­کنندگان به سهولت قابل فهم باشد، ارایه می­نمایند.

سینقاوی و دزایی (1971) کیفیت افشا را به ویژگی­های کیفی اطلاعات از جمله کامل بودن، دقت و قابلیت اتکا نسبت می­دهند. طبق نظر دیاموند و وریشیا (1991)، کیفیت افشا عبارت از میزان درستی باور سرمایه‌گذاران بیرونی درباره ارزش اوراق بهادار پس از دریافت اطلاعات افشا شده، است. هاپکینز (1996) کیفیت افشا را سهولت مطالعه و تفسیر صورت‌های مالی توسط سرمایه‌گذاران تعریف نموده است. مطابق نظر براون و هیلجیست (2006)، کیفیت افشا آگاهی بخشی کلی افشاییات شرکت را نشان می‌دهد و به حجم اطلاعات افشا شده، به‌موقع بودن اطلاعات و دقت آن بستگی دارد. همچنین صورت‌های مالی با کیفیت از نظر پانال و شیپر (1999)، صورت‌های مالی هستند که دارای سه ویژگی شفافیت، افشای کامل و قابلیت مقایسه باشند. برخی نیز کیفیت افشا را منوط به انتشار مستمر اطلاعات به­موقع و آگاهی­بخش می‌دانند. از نظر آن­ها در شرکت‌هایی که کیفیت افشا بالا است احتمال خودداری از افشای اطلاعات نامساعد ولی با ارزش، بسیار کم است (سنگوپتا، 1998).

به‌واسطه مشکل بودن ارزیابی مستقیم کیفیت افشا، برخی محققان فرض کرده‌اند که حجم و مقدار افشا می‌تواند نشان­دهنده کیفیت افشا باشد. این نگرش توسط بوتوسان (1997) مطرح شده است، زیرا وی مشاهده کرد که علیرغم مهم بودن کیفیت افشا، ارزیابی آن بسیار مشکل است. به هر حال باید تاکید شود که مجموعه مشخصی از ویژگی‌های کیفی افشا و وزن معینی برای هر یک از آن­ها وجود ندارد که بتوان آن را به سادگی اندازه­گیری نمود؛ زیرا کیفیت امری ذهنی است و بستگی به موقعیت دارد (بیاتی، 2004).

3-2. کیفیت افشای شرکتی و گریز مالیاتی شرکتی

مالیات بیانگر تحمیل یک هزینه قابل توجه به واحد تجاری و سهامداران است. از منظر سنتی، فعالیت‌های گریز مالیاتی به عنوان ابزار صرفه مالیاتی در نظر گرفته می­شوند. از این منظر، انگیزه مدیران برای گریز از مالیات و کاهش انتقال منافع به دولت، حداکثرسازی ثروت سهامداران و افزایش ارزش شرکت است (وانگ، 2010).

هرچند فعالیت‌های گریز مالیاتی عموما باید منجر به افزایش ثروت سهامداران شوند، اما تحقیقات موجود در ادبیات موضوع که گریز مالیاتی را در چارچوب نظریه نمایندگی بررسی می­نمایند، منظر دیگری را مطرح نموده و نشان می­دهند که انگیزه مدیران برای گریز از مالیات همیشه و لزوما حداکثرسازی ثروت سهامداران نبوده و مدیران فرصت­طلب ترفندهای گریز مالیاتی را جهت افزایش منافع شخصی خود و نه برای افزایش منافع سهامداران به­کار می­برند (دزایی و دارماپالا، 2009).

از این منظر که مبتنی بر نظریه نمایندگی و جایگزین منظر سنتی است، هزینه­های تحمیلی ناشی از گریز مالیاتی اعم از هزینه­های مستقیم مرتبط با آن (شامل هزینه­های برنامه­ریزی مالیاتی، جرایم مالیاتی تشخیصی توسط اداره مالیات و... )، هزینه­های غیرمالیاتی و به­خصوص هزینه­های نمایندگی ناشی از آن، ممکن است بیشتر از صرفه مالیاتی باشد که در نتیجه گریز مالیاتی به سهامداران تعلق می­گیرد. بنابراین در نهایت گریز مالیاتی می­تواند موجب کاهش ارزش شرکت شود.

طبق نظریه نمایندگی، درنتیجه تفکیک مالکیت از مدیریت و شکل­گیری رابطه نمایندگی، تضاد منافع و مشکلات نمایندگی بین مدیران، سهامداران و سایر ذینفعان (از جمله دولت) به وجود می­آید. یکی از مشکلات نمایندگی، عدم تقارن اطلاعاتی است که در محیط اطلاعاتی غیرشفاف افزایش می­یابد. این مشکل، در نبود اطلاعات کامل و شفاف ظاهر شده و وضعیتی را ایجاد می­کند که در آن، دو طرف معامله از همه حالت­های ممکن بی­اطلاع­اند و نمی­توانند همه نتایج قطعی و مطمئن را مورد توجه قرار دهند (اسکات، 2003).

بنابراین یکی از راه­کارهای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، افزایش شفافیت و کیفیت افشای اطلاعات است. افشای اطلاعات با کیفیت و شفافیت گزارشگری مالی می­تواند دقت اطلاعات در دسترس عموم را درخصوص فعالیت‌ها و تصمیمات مدیریت (هیلی و پالپو 2001، بنز و موناهن 2004، فرانسیس و مارتین 2010) و احتمال کشف موارد گریز از مالیات را توسط ماموران مالیاتی افزایش دهد. این امر صرف ریسک ناشی از فعالیت‌های فرصت­طلبانه مدیریت را کاهش داده (بوشمن و اسمیت، 2001و2003) و موجب کاهش انگیزه وی برای گریز از مالیات می‌شود.

در واقع شفافیت و کیفیت افشا، به عنوان سازوکارهای نظارتی جهت محافظت از حقوق سهامداران در مقابل تضاد منافع، عمل نموده و رفتارهای مدیریت را کنترل می­نمایند. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که نقش نظارتی کیفیت افشا در نهایت موجب کاهش موارد تخلف از قوانین و مقررات مالیاتی توسط مدیران شرکت­ها می­شود. در چنین شرایطی انتظار می­رود که خروجی فعالیت‌های داخلی شرکت (اظهارنامه مالیاتی، سود ابرازی و در نهایت مالیات ابرازی شرکت) مطابق با قانون مالیات‌های مستقیم بوده و با آنچه توسط ماموران مالیاتی سازمان امور مالیاتی تعیین می­شود (مالیات قطعی) کمترین اختلاف را داشته باشد و این به معنای کاهش گریز مالیاتی شرکتی در نتیجه افزایش کیفیت افشای شرکتی می­باشد.

3. پیشینه

جهت بررسی پیشنه موضوع می­توان به دو دسته از تحقیقات اشاره نمود. دسته اول، تحقیقات مرتبط با گریز مالیاتی شرکتی و دسته دوم، تحقیقات مرتبط با کیفیت افشای شرکتی است که در ادامه به آن­ها اشاره می­شود. همچنین تحقیقات خارجی مربوط به تأثیر کیفیت افشا بر گریز مالیاتی نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

1-3. گریز مالیاتی شرکتی

هوپس و دیگران (2012) به بررسی تأثیر انجام حسابرسی مالیاتی بر کاهش گریز مالیاتی شرکتی پرداختند. آن­ها شواهدی ارائه نمودند مبنی بر اینکه افزایش نظارت مالیاتی (حسابرسی مالیاتی) موجب کاهش گریز مالیاتی شرکتی و قانونمند شدن شرکت­ها می­شود.

ویلسن (2009) نشان داد که شرکت­ها همیشه هزینه­های ناشی از گریز مالیاتی شامل جریمه‌های سنگین و مجازات­هایی که اداره مالیات به دلیل عدم رعایت قوانین و مقررات و کمتر نشان دادن سود به شرکت­ها تحمیل می­نماید را در نظر می­گیرند. حسابرسی مالیاتی موجب کشف موارد عدم رعایت قوانین و مقررات و تحمیل هزینه به شرکت می­شود، لذا می­تواند عاملی برای کاهش گریز مالیاتی شرکت­ها باشد.

سید نورانی (1388) عدم تمکین را با میزان شکاف مالیاتی برابر می­داند و شکاف مالیاتی را شامل فرار مالیاتی، مالیات­های معوق، خطای مودیان در اظهار و پرداخت مالیات و خطای ممیزان در تشخیص و دریافت مالیات می‌داند که به عدم تمکین مالیاتی (گریز مالیاتی) مودیان می‌انجامد.

خان­جان (1383) سطح شکاف مالیاتی بالفعل را به عنوان شاخصی از عدم تمکین در شهرستان مشهد ارائه می‌کند. وی مالیات­های معوق را مالیات­هایی معرفی می‌کند که به مرحله تشخیص مالیات رسیده­اند اما وصول آن‌ها به تاخیر افتاده است.

 

2-3. کیفیت افشای شرکتی

اسپینوسا و همکاران (2008) به بررسی رابطه بین افشا و نقدشوندگی پرداختند. آن­ها بورس مادرید با ویژگی­های نهادی خاص را مورد بررسی قرار دادند و از روش‌های مناسب تحلیل داده­های مختلط بهره گرفتند و به شواهدی دال بر وجود رابطه مثبت بین افشا و نقدشوندگی دست یافتند.

چانگ و همکاران (2008) دریافتند که شکاف قیمتی با افشای اطلاعات رابطه منفی دارد. به بیان دیگر با افزایش کیفیت افشای شرکتی، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می­یابد.

اسپینوسا و ترومبتا (2007) با بررسی شرکت­های اسپانیایی به این نتیجه رسیدند که رابطه بین افشا و هزینه سرمایه شرکت، تحت تأثیر سیاست حسابداری اتخاذ شده قرار دارد.

ژانگ و دینگ (2006) به بررسی رابطه بین افشا و هزینه سرمایه شرکت­ها در چین پرداختند. نتایج تحقیق آن­ها نشان دهنده وجود رابطه منفی بین افشا و هزینه سرمایه شرکت­ها می­باشد.

براون و هیلجیست (2006) به مطالعه چگونگی ارتباط بین کیفیت افشای شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی پرداختند. نتایج مطالعه آن­ها نشان‌دهنده وجود رابطه منفی بین کیفیت افشای شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی می‌باشد.

مرادزاده­فرد و ابوحمزه (1390) اثر کیفیت افشای شرکتی بر نقدشوندگی سهام را بررسی نمودند. در این تحقیق، به منظور تفکیک آثار اجزای گوناگون کیفیت افشا، از دو معیار به‌موقع بودن و قابل اتکا بودن، استفاده شد و نقدشوندگی سهام با استفاده از پانزده معیار مختلف معاملاتی و اطلاعاتی اندازه‌گیری شد. یافته­های تحقیق حاکی از آن است که قابل اتکا بودن افشای شرکتی اثر مثبت بر نقدشوندگی سهام شرکت­ها دارد.

نوروش و حسینی (1387) به بررسی رابطه بین کیفیت افشای شرکتی (شامل قابلیت اتکا و به‌موقع بودن) و مدیریت سود پرداختند. یافته­های این تحقیق نشان می‌دهد که بین کیفیت افشای شرکت و مدیریت سود رابطه منفی معنی‌دار وجود دارد.

دستگیر و بزاز­زاده (1385) به بررسی تأثیر افشا بر ریسک سیستماتیک شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. آن­ها دریافتند که میزان افشای اطلاعات در صورت‌های مالی سالانه، تأثیری بر ریسک سیستماتیک شرکت­ها ندارد.

دستگیر و بزاز­زاده (1382) به بررسی تأثیر افزایش میزان افشا (اجباری) بر هزینه سهام عادی شرکت‌ها پرداختند. نتایج این تحقیق مبنی بر وجود رابطه معکوس بین میزان افشا و هزینه سهام عادی شرکت­ها است. تحقیق مذکور به طور غیرمستقیم نیز به ارزیابی کارآمدی صورت‌های مالی پرداخته است.

به‌طور کلی بخش عمده­ای از تحقیقات گذشته پیامدهای شفافیت شرکتی در بازار سرمایه را بررسی نمودند. آن‌ها به بررسی این موضوع پرداختند که چگونه شفافیت یا اجزای آن بر نقدشوندگی و هزینه سرمایه اثر می‌گذارد. اما تأثیر شفافیت شرکتی به پیامدهای معمول اقتصادی محدود نمی­شود، بلکه شفافیت شرکتی می­تواند از طریق هدایت هرچه بهتر استفاده­کنندگان درونی در اتخاذ سرمایه­گذاری­های بهتر و مدیریت اثربخش دارایی‌های موجود، بر عملکرد اقتصادی موثر باشد (بوشمن و اسمیت، 2001).

مطالعات اخیر بررسی نمودند که شفافیت شرکتی چگونه از طریق نقش کنترلی و نظارتی خود می­تواند عملکرد شرکت را بهبود بخشد. فرانسیس و مارتین (2010) نقش نظارتی شفافیت شرکتی را که از طریق سود حسابداری محافظه­کارانه در محیط ایفا می­نماید، بررسی نمودند. دسته دیگری از تحقیقات نشان دادند که شرکت­های باگزارشگری مالی شفاف انحراف کمتری از سرمایه­گذاری­های پیش­بینی شده داشته و کمتر در معرض حساسیت جریان­های نقدی سرمایه­گذاری می­باشند (بیدل و هیلاری، 2006 و بیدل و دیگران، 2009).

3-3. کیفیت افشای شرکتی و گریز مالیاتی شرکتی

وانگ (2010) معتقد است که شرکت­های شفاف که به طور بالقوه مشکلات نمایندگی کمتری دارند نسبت به سایر شرکت­ها بیشتر از مالیات می­گریزند. این نتایج حاکی از این امر است که مدیران اساسا به منظور افزایش ثروت سهامداران شرکت، درگیر رفتارهای گریزگونه می­شوند. همچنین نشان داد که سرمایه­گذاران برای گریز مالیاتی یک صرف ارزشی قائل می­شوند که البته با عدم شفافیت کاهش می­یابد. نتایج تحقیق وی مطابق با این نظریه است که شفافیت شرکتی، نظارت بر رفتارهای مدیریت را تسهیل نموده و بنابراین نگرانی سرمایه­گذاران بیرونی را در خصوص هزینه­های نمایندگی پنهانی مرتبط با گریز مالیاتی، کاهش می­دهد.

ادبیات موضوع بیان می­نماید که تحلیل­گران مالی بازار اغلب به عنوان ناظران خارجی بر مدیران شرکت­ها تلقی می­شوند (جنسن و مکلینگ 1976 و چونگ و جو 1976). برگر و هان (2007) نشان دادند که مدیران فرصت­طلب کمتر به افشای اطلاعات می­پردازند. بنز و موناهان (2004) نیز دریافتند که الزام مدیران به افشای اطلاعات، برای سهامداران یک ابزار نظارتی جهت کنترل رفتار مدیران است، لذا تمایل مدیران برای اعمال فرصت­طلبانه از جمله گریز از مالیات کاهش می­یابد.

تحقیق حاضر به بسط موضوع از طریق بررسی تأثیر نظارتی کیفیت افشای شرکتی بر رویکرد مدیریت شرکت درخصوص مالیات و کاهش گریز مالیاتی شرکتی می­پردازد. در واقع مالیات شرکت موضوعی است که در آن به شدت عدم تقارن اطلاعاتی و تضاد منافع بین مدیران و سرمایه­گذاران بیرونی وجود دارد؛ چراکه مدیران فرصت‌طلب در شرایط غیرشفاف می­توانند از طریق گریز مالیاتی منافع شخصی کسب نموده و با تحمیل هزینه­های مالیاتی و غیرمالیاتی به شرکت، ثروت سهامداران را کاهش دهند.

4. روش شناسی تحقیق

1-4. فرضیه تحقیق

جهت نیل به هدف تحقیق، فرضیه تحقیق به صورت زیر بیان می­شود:

فرضیه: افزایش کیفیت افشای شرکتی موجب کاهش گریز مالیاتی شرکت­ها می­شود.

2-4. جامعه آماری و نمونه

جامعه آماری این تحقیق کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می­باشد. شرکت‌هایی که شرایط زیر را به ­طور هم­زمان داشته­اند، به عنوان نمونه انتخاب شده­اند:

  • جزء شرکت‌های واسطه‌گری مالی مانند شرکت­های سرمایه­گذاری، بیمه و... نباشند.
  • دوره مالی آن­ها منتهی به پایان اسفندماه هر سال باشد و سال مالی آن­ها در طول سال‌های تحقیق تغییر نکرده باشد.
  • مالیات آن­ها قطعی شده باشد.
  • اطلاعات مالی و مالیاتی مورد نیاز آن­ها در دسترس باشد.

با توجه به محدودیت­های فوق، تعداد 40 شرکت در دوره زمانی پنج سال، از سال 1386 لغایت 1390، به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند که در نهایت 89 سال-شرکت بدست آمده و به دلیل محدود بودن تعداد اعضای جامعه، صددرصد آن به عنوان نمونه در نظر گرفته شد.

3-4. روش‌های گردآوری داده­ها

جهت جمع­آوری داده­های مرتبط با امتیاز افشای شرکت‌ها به تفکیک به موقع بودن و قابل اتکا بودن و همچنین امتیاز نهایی آن­ها، از امتیازهای محاسبه شده توسط سازمان بورس و اوراق بهادار، به عنوان تنها مرجعی که تا­کنون در کشور اقدام به این کار نموده است، استفاده شد. به منظور جمع­آوری سایر داده‌های مورد نیاز از جمله اطلاعات مربوط به تمکین مالیاتی شرکت­ها نیز از سایت‌های‌ اطلاع‌رسانی سازمان بورس استفاده شد. در نهایت داده­ها با استفاده از الگوی تحلیل داده­های ترکیبی بوسیله نرم افزار Excel و Eviews7 مورد پردازش قرار گرفتند.

4-4. روش آزمون فرضیه تحقیق

مدل کلی تحقیق برای آزمون فرضیه­های تحقیق، به صورت زیر می‌باشد:

TNCig =C +α0LEV +α1SIZE +α3DQ + εit

که در ادامه به تعریف متغیرهای مدل پرداخته می‌شود.

5-4. تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق

1-5-4. متغیر وابسته: شاخص گریز مالیاتی شرکتی

برای محاسبه شاخص گریز مالیاتی (عدم تمکین مالیاتی) TNCig ابتدا مالیات ابرازی توسط مودی را از مالیات قطعی تشخیصی توسط ممیز مالیاتی کسر می­کنیم، عدد بدست آمده نشان دهنده میزان گریز مالیاتی مودی است. سپس برای شرکت­های نمونه مقدار متوسط گریز مالیاتی را محاسبه و آن را از گریز مالیاتی هر مودی کسر می­کنیم و در ادامه مقادیر منفی تفاضل از میانگین گریز مالیاتی که نشان‌دهنده تمکین کامل مودی مربوطه است را مساوی صفر قرار داده و مقادیر مثبت را همان مقدار محاسبه شده در نظر می­گیریم. سپس این مقادیر جدید بدست آمده را به یک نرمال می­کنیم یا به عبارت دیگر این داده­ها را بین صفر و یک مرتب می­کنیم.

 داده­ها را به این دلیل به یک نرمال می­کنیم که مقیاس داده­ها کوچک­تر شود و نیز تصویر روشن­تری نسبت به گریز مالیاتی مودیان داشته باشیم. بدین‌ترتیب که مودیانی که عدد شاخص گریز (عدم تمکین) برای آن­ها صفر است، از دسته مودیانی هستند که به­طور کامل تمکین کرده­اند و آن­هایی که عدد شاخص گریز (عدم تمکین) آن­ها بین صفر و یک است، هرچه به صفر نزدیک­تر باشند سطح تمکین آن­ها بیشتر و هرچه به یک نزدیک­تر باشند سطح تمکین آن­ها کمتر است (زنگنه، 1389).

2-5-4. متغیر مستقل: کیفیت افشای شرکتی (به موقع بودن و قابل اتکا بودن)

در این پژوهش از امتیازهای سالیانه کیفیت افشای شرکتی که برای شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران محاسبه شده، به عنوان شاخص اندازه‌گیری کیفیت افشا (قابلیت اتکا و به موقع بودن) استفاده شده است.

امتیازهای کیفیت افشای شرکت‌های پذیرفته شده در بورس برای دوره­های 3، 6، 9 و 12 ماهه محاسبه و توسط سازمان بورس و اوراق بهادار برای سال‌های 1382 به بعد منتشر شده است. این امتیازها، ارزیابی بورس درباره میزان آگاهی­بخشی افشای شرکتی را منعکس می‌نماید. امتیازهای مذکور، بر اساس میانگین وزنی معیارهای به‌موقع بودن و قابل اتکا بودن اطلاعات افشا شده توسط شرکت‌های پذیرفته شده در بورس، محاسبه می‌شود. تاخیر در ارسال اطلاعات به بورس در مقایسه با مهلت­های زمانی مقرر و تفاوت در سودهای محقق شده نسبت به پیش­بینی­ها برای محاسبه به‌موقع بودن و قابل اتکا بودن افشای اطلاعات استفاده شده است (نوروش و حسینی، 1387).

3-5-4. متغیرهای کنترل: اهرم و اندازه

درجه اهرم برابر حاصل تقسیم بدهی‌ها به جمع حقوق صاحبان سهام شرکت است. متغیر اندازه نیز برابر لگاریتم طبیعی جمع دارایی‌های شرکت می­باشد.

5. یافته­های تحقیق

1-5. آمار توصیفی

نگاره 1 آمار توصیفی متغیر‌های پژوهش را نمایش می‌دهد.

نگاره (1): آمار توصیفی

 

گریز مالیاتی

امتیاز کیفیت افشا

درجه اهرم

اندازه

میانگین

035/0

55/42

71/1

60/13

میانه

0

42

29/1

24/13

ماکسیمم

1

89

91/8

19/18

مینیمم

0

1

25/0

98/10

انحراف معیار

12/0

9/17

57/1

54/1

ضریب چولگی

26/6

083/0-

41/2

76/0

ضریب کشیدگی

69/47

78/2

64/9

46/3

2-5. نتایج آزمون­ها

برای تحلیل داده­های ترکیبی ابتدا باید وجود اثرات ثابت مقطعی را برای امکان­پذیر بودن استفاده از این مدل آزمون نمود. بدین منظور از آزمون اضافی اثرات ثابت مقطعی استفاده می­نماییم که نتایج آن در نگاره 2 نشان داده شده است.

نگاره (2): نتایج آزمون اضافی اثرات ثابت

آزمون اثرات

آماره

درجه آزادی

خطا

مقطعی F

57/1

43/39-

07/0

کای مربع مقطعی

77/78

39

0002/0

نتایج آزمون کای­مربع نشان­دهنده رد فرض H0 (مبنی بر عدم وجود اثرات ثابت) می­باشد. با توجه به نتیجه آزمون فوق، حال باید بررسی کنیم که بین مدل اثرات ثابت و اثرات تصادفی کدامیک مناسب­تر است. برای این منظور از آزمون هاسمن استفاده می­نماییم. نتایج این آزمون در نگاره 3 نشان داده شده است.

نگاره (3): نتایج آزمون هاسمن

خلاصه آزمون

آماره کای مربع

درجه آزادی

خطا

Cross-section random

31/16

3

001/0

نتایج آزمون کای مربع نشان­دهنده رد فرض H0 (مبنی بر مناسب بودن مدل اثرات تصادفی) می­باشد لذا استفاده از مدل اثرات ثابت برای آزمون فرضیات این پژوهش مناسب می­باشد.

با توجه به عدم وجود اطلاعات مربوط به برگ مالیات قطعی برای برخی سال‌ها تعداد کل مشاهدات برابر 89 سال-شرکت شد که این امر مستلزم استفاده از الگوی نامتوازن در برآورد مدل است.

برای آزمون فرضیه اصلی از طریق تحلیل Panel نتایج به شرح نگاره 4 حاصل گردید:

نگاره (4): نتایج تحلیل مدل Panel

متغییر

ضریب

انحراف معیار

آماره t

خطا

ثابت

356/0-

8/0

442/0-

66/0

امتیاز کیفیت افشا

001/0-

0006/0

8188/1

07/0

درجه اهرم

1375/0

062/0

2098/2

03/0

اندازه

008/0

058/0

137/0

89/0

اثرات ثابت مقطعی

ضریب تعیین

72/0

جمع مربعات پسماندها

36/0

ضریب تعیین اصلاح شده

47/0

دوربین واتسون

88/1

آماره F

87/2

خطای آماره F

0003/0

 

باتوجه به نتایج بدست آمده، درسطح معناداری 10درصد کل مدل (با استفاده از آماره F) معنی­دار می­باشد. با توجه به احتمال آماره t، فرضیه تحقیق تایید می­شود. یعنی افزایش کیفیت افشای شرکتی موجب کاهش گریز مالیاتی شرکت­ها می­شود. از سوی دیگر رابطه مثبت و معنی دار بین درجه اهرم نشان می­دهد هرچه درجه اهرم شرکت بالاتر باشد ریسک شرکت بیشتر شده و احتمال گریز مالیاتی آن افزایش می­یابد.

6. نتیجه‌گیری و پیشنهادها

در این تحقیق به بررسی تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شد. نتایج آماری بدست آمده بیانگر تأثیر مثبت کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی شرکت­ها است. بدین­ترتیب که شرکت­هایی که از امتیاز کیفیت افشای بالاتری برخوردارند نسبت به سایر شرکت­ها گریز مالیاتی کمتری دارند.

نتیجه بدست آمده از این تحقیق نشان می­دهد که افزایش کیفیت افشای شرکتی و وجود اطلاعات مربوط و قابل اتکا، تأثیر به‌سزایی بر کاهش گریز مالیاتی شرکت­ها دارد. به عبارت دیگر تحقیق حاضر، تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی را تایید می­نماید که این امر در تایید پژوهش­های صورت گرفته توسط بنز و موناهان (2004) و برگر و هان (2007) می­باشد. آن­ها نشان دادند که مدیران فرصت­طلب کمتر به افشای اطلاعات می­پردازند، لذا الزام مدیران به افشای اطلاعات، یک ابزار نظارتی جهت کنترل رفتار آن­ها برای سهامداران است و در این شرایط تمایل مدیران برای گریز از مالیات کاهش می­یابد. نتیجه این پژوهش نیز مشابه نتیجه پژوهش وانگ (2010) است مبنی بر این‌که شفافیت شرکتی، نظارت بر رفتارهای مدیریت را تسهیل می­نماید.

در واقع کیفیت افشای شرکتی با هدف حمایت از حقوق سهامداران در مقابل تضاد منافع، بر رفتارهای مدیریت، کنترل و نظارت نموده و با ایفای نقش نظارتی موجب کاهش موارد تخلف از قوانین و مقررات مالیاتی توسط مدیران شرکت­ها می­شود. در این شرایط و مطابق با انتظارات حاصل از مبانی نظری، خروجی فعالیت‌های داخلی شرکت (اظهارنامه مالیاتی، سود ابرازی و در نهایت مالیات ابرازی شرکت) مطابق با قانون مالیات‌های مستقیم بوده و با آنچه توسط ماموران مالیاتی سازمان امور مالیاتی تعیین می­شود (مالیات قطعی) کمترین اختلاف را نشان می‌دهد که این به معنای کاهش گریز مالیاتی شرکتی در نتیجه افزایش کیفیت افشای شرکتی می­باشد.

با توجه به تأثیر به‌سزای افزایش کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی شرکت­ها، وضع الزامات و مقررات بیشتر از جانب سازمان­های ذیربط در راستای افشای با کیفیت اطلاعات، سهم به‌سزایی در افزایش درآمدهای مالیاتی دولت خواهد داشت. چراکه افزایش کیفیت افشای اطلاعات مالی شرکت­ها، کاهش هزینه­های تشخیص و وصول مالیات، تسریع در قطعیت و وصول مالیات، افزایش احتمال کشف موارد عدم رعایت قوانین و مقررات مالیاتی شرکت­ها، افزایش انگیزه رعایت قوانین و مقررات مالیاتی توسط شرکت­ها، رعایت حقوق دولت از جانب مودیان، افزایش رضایت­مندی مودیان مالیاتی، افزایش فرهنگ مالیاتی و در نتیجه کاهش گریز مالیاتی مودیان می­شود.

 به طور کلی شواهد این تحقیق نشان می­دهد که افزایش کیفیت افشای شرکتی موجب کاهش گریز مالیاتی شرکت­ها و متعاقبا افزایش درآمدهای مالیاتی دولت می­شود. لذا براساس نتیجه بدست آمده از این تحقیق پیشنهاد می­شود که سازمان بورس و اوراق بهادار تاکید و الزام بیشتری بر کیفیت افشای شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار اعمال نماید.

جهت تکمیل این پژوهش و انجام پژوهش­های بیشتر در حوزه­های مرتبط، پیشنهادهای زیر ارایه می‌شود:

  • بررسی دلایل عدم رعایت الزامات افشای اطلاعات توسط شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و پایین بودن کیفیت افشای اطلاعات.
  • انجام پژوهش حاضر به تفکیک صنایع موجود در بورس اوراق بهادار تهران به منظور کنترل اثر صنعت.
  • بررسی رابطه بین کیفیت افشای شرکتی و تمکین مالیاتی شرکت­هایی که در اجرای ماده 272 قانون مالیات‌های مستقیم، از تخصص حسابداران رسمی جهت تعیین درآمد مشمول مالیات خود استفاده می­کنند.

پی نوشت

1

قانون مالیات‌های مستقیم

 

 

رسولی شمیرانی، رضا و میررستم اسداله زاده بالی. (1386). بررسی عوامل موثر بر تمکین و خود اظهاری مودیان مالیاتی و ارایه راهکارهایی کارآمد جهت بهبود شرایط موجود. دفتر مطالعات و تحقیقات مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور.

زهی، نقی و شهرزاد محمدخانلی. (1389). بررسی عوامل موثر بر فرار مالیاتی (مطالعه موردی استان آذربایجان شرقی). پژوهشنامه مالیات، دوره جدید، شماره نهم، مسلسل 57.

سازمان حسابرسی. (1372). صورت‌های مالی اساسی، چاپ چهارم. نشریه شماره 76.

شهبازیان، حمداله. (1373). تحول مالیات‌های مستقیم در ایران از 1345 تا امروز، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی.

قانون مالیات‌های مستقیم مصوب (1380). مجلس شورای اسلامی.

مرادزاده­فرد، مهدی و مینا ابوحمزه. (1390). اثر کیفیت افشای شرکتی بر نقدشوندگی سهام در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران. فصلنامه مطالعات تجربی حسابداری مالی، سال نهم. شماره 32.

هندریکسن، الدون‌اس. ون‌بردا، مایکل‌اف. (1992). تئوری‌های حسابداری، علی پارسائیان، تهران: انتشارات ترمه.

Ball, R. , S. P. Kothari and A. Robin. (2000). The effect of international institutional factors on properties of accounting earnings. Journal of Accounting & Economics 29: 1-52.

Ball, R. A. Robin. and J. Wu. (1999). Properties of Accounting Earnings under the Enforcement Institutions of East Asian Countries, and Implications for Accounting of IAS. Working paper, University of Rochester.

Barth, M. E. and Schipper. K. (2008). Financial Reporting Transparency. Journal of Accounting, Auditing & Finance, Vol. 23, No. 2: 173-190.

Beattie,V. etal. (2004). A Methodology for Analyzing and Evaluating Narratives in Annual Reports: A Comprehensive Descriptive Profile and Metrics for Disclosure Quality Attributes. Accounting Forum 28: 205-236.

Bens, D. A. and S. J. Monahan (2004). Disclosure quality and the excess value of diversification. Journal of Accounting Research 42: 691-730.

Berger, P. G. and R. N. Hann. (2007). Segment profitability and the proprietary and agency costs of disclosure. The Accounting Review 82: 869-906.

Biddle, G. , G. Hilary and R. Verdi. (2009). How does financial reporting quality relate to investment efficiency? Journal of Accounting and Economics 48: 112-131.

Biddle, G. and G. Hilary. (2006). Accounting quality and firm-level capital investment. The Accounting Review 81: 963-982.

Botosan, C. A. (1997). Disclosure Level and the Cost of Equity Capital. The Accounting Review 72 (3): 323-349.

Brown,S. and S. A. Hillegeist. (2006). How Disclosure Quality Affects the Long-run Level of Information Asymmetry. Working Paper. Emory University.

Bushman, R. M. and A. J. Smith. (2001). Financial accounting information and corporate governance. Journal of Accounting and Economics 32: 237-333.

Bushman, R. M. and A. J. Smith. (2003). Transparency, Financial accounting information, and corporate governance. Economic Policy Review 9: 65-87.

Desai, M. and D. Darmapala. (2009). Corporate tax avoidance and firm value. Review of Economics and Statistics, 91: 537-546.

Diamond, D. and R. Verrecchia. (1991). Disclosure, liquidity, and the cost of equity capital. Journal of Finance (September): 1325-1360.

Dyreng, S. , M. Hanlon and E. Maydew. (2008).Long-run corporate tax avoidance. The Accounting Review 83: 61-82.

Francis, J. R. and X. Martin. (2010). Acquisition profitability and timely loss recognition. Journal of Accounting and Economics 49: 161-178.

Gupta, S. and K. Newberry. (1997). Determinants of the variability in corporate effective tax rates: evidence from longitudinal data. Journal of Accounting and Public Policy 16: 1-34.

Hanlon, M. and S. Heitzman. (2009). A review of tax research. Working Paper. Massachusetts Institute of Technology.

Healy, P. M. and K. G. Palepu. (2001). Information asymmetry, corporate disclosure, and the capital markets: A review of the empirical disclosure literature. Journal of Accounting and Economics 31: 405-440.

Hopkins,P. (1996). The Effect of Financial Statement Classification of Hybrid Financial Instruments on Financial Analyst's Stock Price Judgments. Journal of Accounting Research, 34: 33-50.

Jensen Michael C. and William H. Meckling, (1976). Theory of the Firm: Managerial Behaviour, Agency Costs, and Ownership Structure, Journal of Financial Economics 3, 305-360.

Kothari,S. (2000). Role of Financial Reporting in Reducing Financial Risks in the Market. In Eric Rosengren and John Jordan, eds: Building an Infrastructure for Financial Stability (Federal Reserve Bank of Boston: 89-102).

Lobo,G. J. and J. Zhou. (2001). Disclosure Quality and Earning Management. Asia-Pacific Journal of Accounting and Economics, 8, 1: 1-20.

McNichols M. and S. Stubben. (2008). Does earnings management affect firms’ investment decisions? The Accounting Review 83: 1571-1603.

Medeiros,O,R. , and L. G. Quinteiro. (2005). Disclosure of Accounting Information and Stock Return Volatility in Brazil. SSRN. Com, Working Paper.

Pownall,G. , and K. Schipper. (1999). Implications of Accounting Research for the SEC's Consideration of Internal Accounting Standard for U. S Securities Offerings. Accounting Horizons, 13: 259-80.

Rego, S. O. (2003). Tax-avoidance activities of U. S. multinational corporations. Contemporary Accounting Research 20: 805-833.

Scott,W. R. (2003). Financial Accounting Theory. Third Edition. Pears Education. Canada.

Sengupta, P. (1998). Corporate disclosure quality and the cost of debt. The Accounting Review, 73: 459-474.

Singhavi, S. S. and Deesai, H. B. (1971). An Empirical Analysis of the Quality of Corporate Financial Disclosure. The Accounting Review, 46, 1: 129-138.

Wang, x. (2010). Tax Avoidance, Corporate Transparency, and Firm Value. Available at www. ssrn. com.

Zimmerman, J. (1983). Taxes and firm size. Journal of Accounting and Economics 5: 119-149