تبیین مدل شفافیت گزارشگری مالی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حسابداری دانشگاه الزهراء

2 استادیار حسابداری دانشگاه الزهرا

3 دانشیار حسابداری دانشگاه الزهراء

چکیده

شفافیت، هسته مرکزی گزارشگری مالی مدرن است که به استفاده­کنندگان در شناخت واحد تجاری کمک می­کند. با وجود اهمیت این مفهوم، تعریف جامعی از آن ارائه نشده است. روش‌های متعددی نیز برای اندازه­گیری شفافیت اطلاعاتی مورد استفاده قرار گرفته است که به نتایج، توجیهات و پیامدهای متفاوتی منجر شده است. در این پژوهش، با بررسی مبانی نظری و پیشینه تحقیقات و نیز مدنظر قرار دادن ویژگی‌های محیطی ایران، مدلی جامع­تر جهت ارزیابی میزان شفافیت شرکت‌ها و کیفیت افشای آن­ها پیشنهاد گردید؛ مدل پیشنهادی یاد شده مبتنی بر مدل شفافیت گزارشگری مالی بوشمن و همکاران (2004) است. به منظور سنجش اعتبار مدل یاد شده، پرسشنامه­ای طراحی گردید؛ جهت غربال و تائید نهائی شاخص‌ها از دیدگاه خبرگان دانشگاهی و حرفه­ای، از تکنیک دلفی فازی استفاده شده است. بر مبنای آزمون انجام شده، تمامی معیارهای مدل مورد تایید خبرگان قرار گرفتند. همچنین به منظور سنجش روابط متغیرهای پنهان با گویه‌های سنجش آن­ها از تحلیل عاملی تائیدی استفاده شد؛ نتایج موید این واقعیت است که مدل ساختاری مشاهده شده از برازش مطلوبی برخوردار است. به علاوه بررسی­های بیشتر نشان داد که از دیدگاه خبرگان، شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب در زمینه هریک از ابعاد موثر بر شفافیت اطلاعاتی در سطح شرکت، از لحاظ آماری معنادار و بااهمیت است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Designing financial reporting transparency model

نویسندگان [English]

  • Farzaneh Yosefi Asl 1
  • Mahnaz Mollanazari 2
  • Gholamreza Soleimani Amiri 3
چکیده [English]

Transparency is the core of modern financial reporting which helps users in understanding the business enterprises. Despite the importance of this concept, the general definition of it is not provided. Several methods have been used for measuring transparency that has been resulted in different justifications. This paper, after review of theoretical principles, literature and Iranian environmental properties, has proposed a more comprehensive model to assess transparency level and disclosure quality. In order to assess the validity of the model, a questionnaire was designed, and for screening and final approval of the indices from academic and professional experts view point, Delfi and Fasi technique was used.  Based on the tests, all the parameters of the model were verified by Experts. Other tests enable us to confirm that the structural fit of model is good. In addition, according to the expert opinion, the gap between current and desired status of the different dimensions of transparency is meaningful and significant.

کلیدواژه‌ها [English]

  • financial reporting Transparency
  • One dimensional and multidimensional models

1-    مقدمه

شفافیت، هسته مرکزی گزارشگری مالی مدرن است. تحقیقات پیشین (برای مثال بوشمن و همکاران (2001)، فرانسیس و همکاران (2004)، مدهانی (2009)، بارث و همکاران (2010) و لنگ و میفیت (2011) و...) نشان داده­اند که یکی از مهم­ترین عواملی که موجب جذابیت شرکت از دیدگاه سرمایه­گذاران می­شود؛ شفافیت است. بر مبنای این تحقیقات، شفافیت در گزارشگری مالی می‌تواند اعتماد جامعه­ سرمایه­گذاران را افزایش دهد. در طرف مقابل، عدم شفافیت می‌تواند موجب بدبینی و کژ­اخلاقی شده و در نهایت به ارزش­گذاری ضعیف شرکت و عدم اطمینان بینجامد. چنین عدم اطمینانی، ریسک اطلاعاتی برای بازیگران بازار به دنبال دارد؛ و تامین سرمایه در این شرایط مستلزم نرخ بازده بالاتر و در نتیجه هزینه سرمایه بیشتر خواهد بود که می‌تواند کاهش قیمت سهم و عدم نقدشوندگی آن را به دنبال داشته باشد. شفافیت، سبب افزایش آگاهی و اطمینان سرمایه­گذاران شده و انتظار می­رود که کاهش هزینه سرمایه شرکت را به دنبال داشته باشد. لذا بازارها، به افشای داوطلبانه و شفاف­سازی پاداش می­دهند.

 اما به رغم همه استدلال­هایی که در ارتباط با شفافیت بیشتر وجود دارد؛ شرکت‌ها تمایلی به شفافیت کامل ندارند؛ دلایل متعددی برای این موضوع عنوان شده است که مهم­ترین آن­ها عبارتند از هزینه­های مرتبط با جمع­آوری، پردازش و افشای اطلاعات، وجود منافع مرتبط با عدم افشاء و وجود پدیده اثرات خارجی. در چنین شرایطی، قوانین سختگیرانه مرتبط با افشاء مطلوب نمی­باشند و شرکت‌ها به دنبال راهکارهایی برای عدم افشاء و یا افشای کمتر خواهند بود (صمدی، 1389).

شفافیت شرکت، اصطلاحی است که توسط افراد مختلف به گونه­ متفاوتی تفسیر می­گردد. عده­ای از آن به عنوان مفهوم واحدی مانند اقلام افشاء شده در گزارش فعالیت سالیانه تعبیر می­کنند (بوتوسان (1997)، سنگوپتا (1998))؛ عده­ای معتقدند؛ شفافیت به معنای انتشار اطلاعات از کانالی به غیر از صورت­های مالی و یا گزارش فعالیت سالیانه مانند کانال مطبوعات است (گرنون و میک، 1997)؛ اما برخی نیز بر دیدگاه جامع مبتنی بر محیط اطلاعاتی شرکت تاکید می­کنند (بوشمن و همکاران، 2004). حجم وسیعی از تحقیقات که به دنبال معیاری برای اندازه­گیری شفافیت گزارشگری مالی بوده­اند؛ این واقعیت را دریافتند که شفافیت ویژگی چند بُعدی محیط اطلاعاتی شرکت است که به صورت مستقیم قابل اندازه­گیری نمی­باشد و بنابراین در جستجوی شاخص­هایی بودند تا با سازه­های تئوریک مرتبط باشند. بنابراین گرچه پذیرفته شده است که شرکتی که صورت­های مالی آن توسط یکی از موسسات بزرگ حسابرسی رسیدگی شود؛ الزاما شفاف نمی­باشد اما انتخاب یک حسابرس با کیفیت، شاخصی جهت تشخیص شرکت‌هایی است که متعهد به ارائه اطلاعات مالی صادقانه و قابل فهم می­باشند. در حالت ایده­آل به منظور اندازه­گیری شفافیت گزارشگری مالی در سطح شرکت، کفایت، کیفیت و اعتبار اطلاعات ارائه شده توسط شرکت‌ها باید مورد ارزیابی قرار گیرد. اما با توجه به عدم تقارن اطلاعاتی بین تهیه­کنندگان اطلاعات و استفاده­کنندگان، چنین امری تقریبا غیرممکن است. در حقیقت، یکی از مهم­ترین اهداف اطلاعات حسابداری، کاهش این عدم تقارن اطلاعاتی است (کیم، 2005)

نخستین عامل انگیزشی در انجام این پژوهش کمبود پژوهش­های دانشگاهی است که به دنبال تجمیع معیارهای متمایز و ارائه معیار چند بَعدی از شفافیت گزارشگری مالی باشند تا قدرت تشریحی شفافیت را نسبت به عواقب اقتصادی آن افزایش دهد. همچنین نقش پراهمیت افشاء (به عنوان یک بَعد مهم از هر مدل شفافیت) در فرایند تخصیص کارای منابع و نیز راهبری شرکتی نیز موجب پرداختن به این مهم شده است؛ به علاوه، این پژوهش به نقش مهمی که تحلیل­گران، سرمایه­گذاران نهادی و اعتباردهندگان در جریان اطلاعات به ذینفعان دارند؛ نیز پرداخته است. خاطرنشان می­سازد؛ در گزارش محیط کسب و کار1 که توسط بانک جهانی منتشر می­گردد؛ رتبه ایران در شاخص حمایت از سرمایه­گذاران2، 167بوده است؛ این شاخص سه بُعد متفاوت حمایت از سرمایه­گذاران (معاملات اشخاص وابسته، مسئولیت اعضای هیئت مدیره در برابر معاملات اشخاص وابسته و نیز توان سهامداران جهت اقامه دعوی بر علیه مدیران) را مدنظر دارد؛ در مدل این پژوهش کوشش گردید با توجه به اهمیت فراهم ساختن محیط کسب و کار شفاف در دنیای امروز، این جنبه­ها نیز مورد توجه قرار گیرند تا از بروز عدم تقارن اطلاعاتی و مسائل و مشکلات ناشی از آن اجتناب شود. همچنین ارائه مدل جامع شفافیت گزارشگری مالی می‌تواند زمینه را برای رتبه­بندی شرکت‌ها از بَعد شفافیت فراهم کرده، بین شرکت‌ها رقابت ایجاد کند تا گزارشگری مالی خود را بهبود داده و اطمینان سهامداران بالقوه و بالفعل را جلب نمایند.

با مطالعه پیشینه پژوهش مشاهده گردید که شفافیت اطلاعاتی در مفهوم عام آن، عموما مبتنی بر چهار عامل کلیدی (کمیت، کیفیت، اطلاعات نهانی و اطلاعات واسطه­ای) است. لذا این پژوهش از این بابت در توسعه ادبیات این حوزه مشارکت داشته است که دیدگاه وسیعی از شفافیت گزارشگری مالی را ارائه می­کند که مبتنی بر ابعاد مختلف اما بهم پیوسته از محیط اطلاعاتی شرکت است؛ در این پژوهش کوشش شده است تا معیارهای نامتجانس شفافیت گزارشگری مالی را که توسط پژوهش­گران مختلف به صورت مجزا مورد استفاده قرار گرفته است؛ به همراه هم به عنوان یک شاخص واحد شفافیت گزارشگری مالی بکار گرفته شوند تا به گفته دبوکسی و گیلت (2011) بتوان با ارائه یک مدل­ چند بَعدی، قدرت تشریحی شفافیت نسبت به رتبه­بندی اعتباری خارجی، هزینه سرمایه، ریسک بازار (که با بتای شرکت نمایش داده می­شود) و نقدشوندگی و... افزایش داد.

1-1-        تعریف شفافیت

گرچه شفافیت به عنوان ویژگی مطلوب گزارش­های مالی عنوان گردیده است؛ اما تعریف جامعی که مورد پذیرش عموم باشد؛ از آن ارائه نشده است. بوشمن و همکاران (2004) شفافیت گزارشگری مالی را به عنوان:

"دسترسی گسترده به اطلاعات مربوط و قابل استناد در موردعملکرد دوره، موقعیت مالی، فرصت­های سرمایه­گذاری، راهبری، ارزش و ریسکشرکت‌هایی که مورد مبادله­ عموم قرار می­گیرند" تعریف کرده­اند.

از دیدگاه بارث و اسچیپر (2008) شفافیت گزارشگری مالی به این معناست که "گزارش­های مالی واحد تجاری، واقعیت­های اقتصادی واحد تجاری را به شیوه­ای که برای استفاده­کنندگان صورت­های مالی قابل درک باشند؛ ارائه کنند."

1-2-        اندازه­گیری شفافیت گزارشگری مالی

در اندازه­گیری شفافیت گزارشگری مالی از نظر سطح اندازه­گیری دو بُعد مختلف وجود دارد؛ نخستین بُعد به شفافیت گزارشگری مالی در سطح بازار و یا یک کشور می­پردازد. اندازه‌گیری شفافیت حسابداری در سطح یک کشور، به معنای سنجش میزان شفافیتی است که در نتیجه نیروهای بازار بر شرکت‌ها تحمیل می­شود و به اندازه­گیری قوانین مرتبط و سیستم­های حسابداری مربوط است. از آنجا که هر شرکتی تحت قوانین و سیستم­های حسابداری کشور متبوع خود فعالیت می­کند؛ این قوانین و سیستم­های حسابداری، حداقل سطح شفافیت گزارشگری مالی شرکت‌ها را درآن کشور نشان می­دهد. دومین بُعد به شفافیت گزارشگری مالی در سطح هر شرکت مرتبط است. گرچه، قوانین و سیستم­های حسابداری تمامی شرکت‌های موجود در یک کشور یکسان هستند اما سطح شفافیت گزارشگری مالی شرکت‌ها متفاوت است (کیم، 2005).

جهت سنجش شفافیت گزارشگری مالی ممکن است از معیارهای تک بَعدی و یا چند بَعدی استفاده شود؛ اما از آنجائی که معیارهای تک بَعدی، سازه­هایی هستند که شفافیت را با خطا اندازه­گیری می­کنند (دبوکسی و گیلت (2011)؛ بسیاری از تحقیقات مانند پژوهش­های لئوز و همکاران (2003)، بوشمن و همکاران (2004) و لنگ و همکاران (2011) معیارهای جامعی از شفافیت طراحی کرده­اند که ابعاد مختلف شفافیت گزارشگری مالی را می­سنجند. با توجه به این موضوع که تمامی معیارهای تک بُعدی، شاخص­های غیرمستقیم و به احتمال زیاد مستقل شفافیت گزارشگری مالی می­باشند؛ معیارهای چند بَعدی موجب افزایش توان تشریحی آزمون­هامی­گردند؛ همچنین تحقیقات پیشین (لنگ و میفیت (2011)، دبوکسی و گیلت (2011) به این نتیجه رسیده­اند که استخراج روابط علی مبتنی بر شاخص­های تک بُعدی شفافیت دارای خطاهای بزرگی است؛ اما مدنظر قرار دادن این شاخص­ها به عنوان یک گروه، معیار مناسب­تری از تعهد شرکت به افشای مالی شفاف و کیفیت کلی محیط اطلاعاتی شرکت خواهد بود.

جهت ارزیابی وسیع ابعاد مختلف شفافیت شرکت در محیط اطلاعاتی کشور، تعریف بوشمن و همکاران (2004) از شفافیت در این پژوهش مورد پذیرش قرار گرفته است که دامنه وسیعی از مفاهیم مرتبط با شفافیت را پوشش می­دهد؛ که بر مبنای آن دستیابی به شفافیت از سه کانال مختلف حاصل می­گردد:

 

 

نگاره (1): مدل بوشمن و همکاران

کانال گزارشگری شرکت

کانال اکتساب اطلاعات و ارتباطات خصوصی

کانال توزیع اطلاعات

شاخص­های افشای مالی

میزان تعقیب تحلیل­گران

گزارش رسانه­ها در رابطه با شرکت

افشای حاکمیت شرکتی

اصول حسابداری

به موقع بودن

قابلیت اعتماد

منبع: (بوشمن و همکاران، 2004)

با مطالعه پیشینه پژوهش (برای مثال بوتوسان (1997)، کوتاری و شرت (2003)، بارون (2003)، لئوز و همکاران (2003)، بوشمن و همکاران (2004)، بیدل و همکاران (2009)، بارث و همکاران (2010)، هیسن و همکاران (2010)، یان و یانگ (2011) و لنگ و همکاران (2011) و دبوکسی و گیلت (2011) و...) و مرور شاخص­های تک بَعدی غیرمستقیمی که شفافیت را در سطح شرکت اندازه­گیری می­کنند (مانند شاخص­های افشاء ساخته پژوهش­گران و یا شاخص‌های افشاء سازمان­های حرفه­ای، کیفیت و مدیریت سود، توان تشریحی سود و رابطه سود و بازدهی، کیفیت استانداردهای حسابداری، کیفیت حسابرس، ویژگی اطلاعات افشاء شده توسط تحلیل­گران و ویژگی پیش­بینی سود مدیران و...) مشاهده می­گردد که شاخص­های شفافیت عموما به چهار جنبه می­پردازند که عبارتند از کمیت، کیفیت، ویژگی اطلاعات افشاء شده به افراد خاصی چون تحلیل­گران و مالکان نهادی و اطلاعات افشاء شده توسط رسانه­ها. در این پژوهش مدل بوشمن و همکاران توسعه یافته و شفافیت اطلاعاتی در سطح شرکت را بر حسب کمیت، کیفیت اطلاعات افشاء شده از جانب شرکت، معاملات نهانی اندازه­گیری می‌شود. تعدیلات مدل بوشمن و همکاران و دلایل آن عبارتند از: (در قسمت‌های ذیل فقط ادبیات مرتبط باقی مانده و بخش‌هایی نیز اضافه گردیده است)

شاخص­های افشای مالی و حاکمیت شرکتی و ریسک:

شاخص­های افشاء، فهرستی گسترده از اقلام منتخبی می­باشند که ممکن است به ذینفعان برون سازمانی افشاء شوند. شاخص افشاء می‌تواند مشتمل بر اقلام اجباری (احمد و نیکولز (1994) و یا اختیاری ((بوتوسان (1997)، دپورز (2000)) یا هر دو مورد (بازبای (1975)، هیسن و همکاران (2009)) باشد. ممکن است اطلاعاتی هدف قرار گیرند که خود شرکت افشاء کرده و یا سایر منابع مانند تحلیل­گران افشاء نموده باشند.

مروری بر پژوهش­های پیشین نشان می­دهد که در ساخت این سازه، تفاوت­های چشمگیری وجود دارد. این تفاوت­ها از میزان دخالت محقق در ساخت شاخص، نوع افشای اطلاعات و نیز تعداد اقلام منظور شده در شاخص نشات می­گیرد. همچنین تفاوت­ها ممکن است؛ ناشی از رویکرد اندازه­گیری، تعداد صنایع و کشورهای تحت پوشش شاخص باشند. برای مثال از آنجا که سیاست افشای اجباری در کشورهای درحال توسعه فراگیرتر از کشورهای پیشرفته است؛ پژوهش­هایی که در این کشورها انجام گرفته­اند؛ عمدتا به بررسی میزان رعایت مقررات مربوطه پرداخته­اند (هیسن و همکاران، 2010).

پژوهش­گر ممکن است که از شاخص­های افشای موجود در تحقیقات پیشین و یا شاخص افشای سازمان­های حرفه­ای استفاده می­کند پیشین (سالتر (1998)، بارون و همکاران (1999)، ریچاردسن و ولکر (2001)، هُپ (2003)، بوشمن و همکاران (2004) و علی و همکاران (2007) و یا خود شاخص مختص تحقیق خود را بسازد. نمونه­ای از این شاخص­ها، شاخص شفافیت و افشای استاندارد‌اند پورز3 است. اغلب محققان تمایل دارند تا شاخص­های خود را بسازند که متناسب با تحقیق آن­هاست؛ اما حجم نمونه این دسته از تحقیقات که از شاخص­های خود ساخته استفاده می­کنند؛ به دلیل اتکای فرایند جمع­آوری داده­ها بر کار انسانی کوچک است. همچنین با توجه به این که نوع و تعداد اقلام اطلاعاتی که در شاخص افشاء مشمول می­شوند؛ قضاوتی است؛ محدودیت بالقوه دیگر ناشی از کاربرد این شاخص­ها برای اندازه­گیری سطح افشاء این است که نتایج فقط تا حدی معتبرند که شاخص مورد استفاده مناسب باشد (هیسن و همکاران، 2009).

 لازم به ذکر است که تا کنون در تحقیقات انجام شده تا به این تاریخ در ساخت شاخص افشاء، روابط متقابل بین اقلام اطلاعات نادیده گرفته شده است؛ این موضوع موجب می­شود تا محتوای اطلاعاتی مازاد ناشی از هر قلم اطلاعاتی گنجانده شده در شاخص به حساب گرفته نشود (هیسن و همکاران، 2009).

در کانال گزارشگری شرکت، معیار ریسک و فرصت­های سرمایه­گذاری به دلیل نقش مهم این عوامل در ارزش­گذاری شرکت به مدل اضافه شده است؛ تحقیقات بسیاری از جمله تحقیق آمیهود و مندلسون (1986) و طارمی (1385) بر اهمیت ریسک صحه گذاشته­اند. پیتل و دالاس (2002) همبستگی قابل ملاحظه­ای را بین شاخص افشاء و عوامل تعیین کننده بازدهی مورد انتظار مشتمل بر ریسک بازار، اندازه و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری مستند کردند؛ چنگ و همکاران (2003) دریافتند که هرچه میزان شفافیت شرکتی بر مبنای شاخص استاندارد و پورز بیشتر باشد؛ بتای شرکت کاهش یافته و میزان بازدهی غیرعادی تعدیل شده بابت ریسک و ضریب واکنش سود در زمان اعلام رتبه یاد شده افزایش می­یابد.

کیفیت استانداردهای حسابداری

استانداردهای حسابداری منتخب یک شرکت، تأثیر قابل ملاحظه­ای بر کیفیت اطلاعات حسابداری ارائه شده توسط سیستم گزارشگری آن شرکت دارد. تحقیقات متعددی وجود دارند که بر تأثیر مفید کاربرد استانداردهای حسابداری بین­المللی بر کیفیت محیط اطلاعاتی شرکت صحه گذاشته­اند (هیل و لئوز، 2009)، همچنین بخش وسیعی از ادبیات حسابداری بین­الملل، استفاده از استانداردهای حسابداری بین­المللی را به عنوان شاخص شفافیت بیشتر گزارشگری مالی در سطح شرکت دانسته­اند. منطق استفاده از این شاخص این است که استفاده از استانداردهای حسابداری بین­المللی در کشورهایی که استانداردهای حسابداری محلی ضعیفی دارند؛ کیفیت اطلاعات حسابداری را افزایش می­دهد. بهرحال تحقیقاتی مانند تحقیق دیسک و همکاران (2009) عنوان نمود که شرکت‌ها اغلب به صورت داوطلبانه اقدام به پذیرش استانداردهای بین­المللی می­نمایند؛ بدون این که پذیرش این استانداردها منجر به اثرات اقتصادی واقعی و یا تغییرات محتوایی قابل ملاحظه گردد. همچنین تحقیق دیسک و همکاران (2008) نشان داد که پذیرش اجباری استانداردهای حسابداری بین­المللی تنها در کشورهایی که شرکت‌ها از انگیزه لازم برای شفافیت برخوردار بوده و این اجبار دارای ضمانت اجرایی باشد؛ برای بازار سرمایه اثرات مثبتی به بار خواهد آورد. بنابراین با وجود پیچیدگی­های مرتبط با این معیار (برای مثال عدم تعهد به کاربرد صادقانه این استانداردها) به نظر می­رسد این معیار شاخص مناسبی برای محیط اطلاعاتی شفاف نباشد؛ لذا از مدل حذف می­گردد.

کیفیت حسابرس

انتخاب یا عدم انتخاب حسابرس مستقل باکیفیت نیز می‌تواند به عنوان شاخص تعهد شرکت به شفافیت در گزارشگری مالی تعبیر گردد. تحقیقات پیشین مانند تئو و وانگ (1993) عنوان نمودند که در آمریکا، کیفیت اطلاعات حسابداری شرکت‌های مورد رسیدگی پنج موسسه حسابرسی بزرگ نسبت به شرکت‌های مورد بررسی سایر موسسات بیشتر است. همچنین سایر پژوهش­ها مانند پژوهش دفوند و همکاران (2000) نشان دادند که در کشورهای در حال توسعه، حق­الزحمه پنج موسسه بزرگ دارای صرف حق­الزحمه است که نشانگر ارائه خدمات باکیفیت­تر توسط این موسسات است. انتخاب خدمات حسابرسی باکیفیت ممکن است یکی از روش‌های شرکت‌ها برای غلبه بر عدم شفافیت محیط اطلاعاتی باشد؛ برای مثال فون و ونگ (2005) نشان دادند که شرکت‌های آسیای شرقی به منظور کاهش مسئله نمایندگی و عدم شفافیت ناشی از مالکیت متمرکز از خدمات حسابرسی با کیفیت بالا استفاده می­کنند؛ به ویژه اگر سهام شرکت‌ها در بازارهای بین­المللی مورد داد و ستد قرار گیرد. بنابراین به نظر می­رسد این شاخص یکی از شاخص­های معتبر شفافیت گزارشگری مالی باشد و کماکان در مدل به عنوان معیاری از قابلیت اعتماد شرکت و تعهد آن به ارائه اطلاعات با کیفیت باقی خواهد ماند.

مدیریت سود

هیرست و همکاران (2004) عنوان نمودند که لابی­های متعدد مدیران برای استفاده از فرمت‌های غیرشفاف و مبهم در گزارشگری، شواهد غیرمستقیمی به دست می­دهد که هزینه­ها و مزایای مدیریت سود تحت تأثیر شفافیت است. برای مثال ماینس و مک دانیال (2000) به لابی­هایی اشاره می­کنند؛ که در جهت افشای اجزای سود جامع، هزینه­های طرح اختیار سود در یادداشت­های توضیحی صورت­های مالی و نیز تهیه صورت جریان نقد به روش غیرمستقیم صورت گرفت. در تمامی موارد فوق، تصمیم اولیه هیئت استانداردهای حسابداری مالی بر رویه افشای شفاف­تر بوده است؛ اما به دنبال فشارهای تهیه­کنندگان اطلاعات، رویه افشایی مورد تصویب نهایی این هیئت قرار گرفت که از شفافیت کمتری برخوردار است. چنین رفتارهایی نشان می­دهد که مدیران معتقدند انتخاب رویه افشای غیرشفاف دارای منفعت است. این گفته در راستای استدلال­های لاندهولم (1999) و هیرست و همکاران (2003) است که معتقدند که اگر کشف مدیریت سود آسان باشد؛ شرکت‌ها در صورت ارتکاب مدیریت سود، مجازات می­شوند؛ همچنین موید دیدگاه فیلد و همکاران (2001) است که بیان می­کنند؛ مدیران منطقی در غیاب منافع مورد انتظار درگیر مدیریت سود نمی­شوند؛ و این منافع مستلزم این واقعیت هستند که حداقل برخی از استفاده­کنندگان اطلاعات حسابداری قادر نیستند و یا تمایل ندارند اثرات مدیریت سود را خنثی کنند. هیلی و ویلن (1999) مدیریت سود را گزارش غیر واقعی عملکرد اقتصادی یک شرکت تعریف نمودند که به منظور گمراه نمودن برخی ذینفعان و یا تحت تأثیر قرار دادن نتایج قراردادی انجام می­گردد. بنابراین احتمال می­رود شرکت‌هایی که سودشان کمتر مدیریت شده باشد؛ کیفیت حسابداری بالاتری داشته و شفاف­تر باشند. تحقیقات پیشین (مانند بیدل و همکاران (2009)، فرانسیس و همکاران (2004)، کردستانی و مجدی (1386)، نوروش و حصارزاده (1389)) بر اهمیت سود و کیفیت آن تاکید نموده­اند. همچنین دیدگاه­های بلومفیلد (2002) و هریشلیفر و تئو (2003) عنوان می­کند؛ کشف آسان مدیریت سود به دلیل شفافیت گزارشگری مالی، ارزش مورد انتظار مدیریت سود را کاهش می­دهد؛ اگر مدیران در مورد قیمت سهام نگران باشند؛ الزام به شفافیت بیشتر در گزارشگری مالی، مدیریت سود را کاهش داده و از رواج آن خواهد کاست. ماینس و مک دانیل (2000) نیز تاکید می­کنند که شفافیت بیشتر زمانی حاصل می­شود که تحصیل و تفسیر اطلاعات آسان­تر شود. لی و همکاران (2005) بیان می­کنند که شرکت‌هایی که اقدام به مدیریت سود می­کنند؛ به احتمال زیاد، رویه افشایی را برمی­گزینند که شفافیت کمتری دارد. بنابراین به نظر می­رسد؛ که مدنظر قرار دادن بَعد کیفیت سود به عنوان یکی از ابعاد شفافیت گزارشگری مالی موجب غنای مدل خواهد شد.

ویژگی‌های پیش­بینی سود مدیران

تحقیقات پیشین (اسپنس (1973)، دایموند و ورکچیا (1991) و هیلی و همکاران (1999)) کوشیده­اند تا عواملی را شناسایی کنند که موجب پیش­بینی اختیاری سود توسط مدیران می­شود؛ اغلب این پژوهش­ها بر مبنای تئوری علامت­دهی بینان گذاشته شده­اند. (پپین ییم و همکاران، 2002). پژوهش­های اولیه (مانند پژوهش بوشمن (1991)، لنگ و لاندوهوم (1996) و هیلی و همکاران (1999)) عنوان نمودند که در غیاب الزامات افشاء و با وجود پیش­بینی سود تحلیل­گران اوراق بهادار که کم ریسک­تر است؛ مدیران برای افشای اختیاری سود انگیزه دارند. این دسته از پژوهش­ها به دقت اطلاعات توجهی نداشتند. به علاوه این تحقیقات با چشم­پوشی سیستماتیک از برآوردهای ناقص اما فرگیر سود، تفاوت­های مقطعی رفتار افشای مدیران را مدنظر قرار نداده‌اند. تحقیقات بعدی مانند پژوهش پپین ییم و همکاران (2002) با لحاظ کردن شرکت‌هایی که در یک سال فاقد پیش­بینی سود می­باشند؛ در گروه کنترل و با استفاده از تکنیک­های مستقیم جفت­یابی، سعی کردند تا بر نقاط ضعف تحقیقات پیشین فائق آیند.

بهرحال تحقیقات این حوزه با مسائل دیگری نیز مواجه بوده­اند؛ برای مثال، این پرسش مطرح شده است که آیا اجبار مدیران به پیش­بینی سود، محیط اطلاعاتی را بهبود خواهد داد؟ آیا در صورت اجبار مدیران به افشای سود، رفتار متفاوتی از افشای اختیاری سود خواهند داشت؟ آیا افشای اجباری سود، عواقب غیرقابل پیش­بینی دیگری دارد؟ بر مبنای تحقیقات پیشین مانند بییر و همکاران (2010) افشای اختیاری نقش قابل توجهی در توسعه بازارهای سرمایه ایفا می­کند؛ برای مثال، افشای اختیاری سود در دهه گذشته، تامین کننده 55% اطلاعات حسابداری در دسترس سرمایه­گذاران در بازار آمریکا بوده است. افشای اجباری می‌تواند با افزایش کمیت اطلاعات در دسترس سرمایه­گذاران به ویژه سرمایه­گذاران اقلیتی که به منابع اطلاعات خصوصی دسترسی اندکی دارند؛ آن­ها را منتفع سازد. اما اگر اجبار، اختیار مدیرانی را نقض کند که در موقعیت بهتری برای ارزیابی منافع و هزینه­های ناشی از افشاء قرار دارند؛ می‌تواند عواقب وخیمی نیز به دنبال داشته باشد.

به عنوان یک اقتصاد نوظهور، بازار سرمایه ایران به صورت کامل توسعه نیافته است و بنابراین، هنوز نیروهای بازار، انگیزه قوی برای افشای اختیاری ارائه نمی­کنند. از طرفی، نتیجه تحقیقات در سایر کشورهای دنیا مانند چین (هانگ و همکاران، 2013) نشان داده است که اجبار به افشای پیش­بینی سود، کمیت اطلاعات در دسترس عموم را افزایش می­دهد؛ اما این افزایش، الزاما منجر به بهبود محیط اطلاعاتی سهامداران نمی­شود. پیش­بینی­ها ممکن است به موقع نبوده و بدون دقت و نادرست باشند و لذا از کیفیت اندکی برخوردار باشند (هانگ و همکاران، 2013).

بازارهای سرمایه همچنان با این مسئله روبرو هستند که آیا اجبار مدیران به افشای سود، محیط اطلاعاتی شرکت را بهبود می­دهد؟ انتظار می­رود ویژگی پیش­بینی مدیران در شرایط اختیاری و اجباری متفاوت باشد. در شرایطی که برای پیش­بینی سود، اجباری وجود نداشته باشد؛ تصمیم شرکت برای افشاء اغلب از سنجش هزینه­های افشاء در مقابل منافع آن حاصل می­شود. مدیرانی که به دلیل اجبار به پیش­بینی سود اقدام می­نمایند؛ ممکن است در مقایسه با سایر مدیران که برای ارائه اطلاعات صحیح و به موقع به بازار انگیزه دارند؛ تلاش کمتری در پیش­بینی سود آتی نمایند. زمانی که مدیر به این نتیجه می­رسد که هزینه­های افشاء بیشتر از منافع آن است؛ ممکن است به منظور کاهش هزینه­ها، در پیش­بینی سود تاخیر کرده و یا از آن ممانعت نماید. بنابراین انتظار می­رود پیش­بینی اجباری سود از دقت کمتری برخوردار بوده و تاخیر داشته باشد (هانگ و همکاران، 2013). با توجه به این مهم که در این پژوهش، هدف شناسایی ویژگی‌هایی در سطح شرکت است که عدم اطمینان در مورد ارزش ذاتی را کاهش می­دهد؛ شاخص­ صحت پیش بینی سود مدیران نیز به کانال گزارشگری شرکت اضافه شده است؛ این شاخص به عنوان شاخص شفافیت محیط اطلاعاتی شرکت تعریف می­شود و به کنترل سود غیر منتظره و سوگیری در پیش بینی سود می­پردازد.

کانال اکتساب اطلاعات و ارتباطات خصوصی:

پوشش تحلیل­گران و ویژگی‌های پیش­بینی سود توسط آ­ن­ها، یکی از شاخص­های رایج شفافیت گزارشگری مالی است. بهرحال همان­گونه که تحقیقات پیشین خاطرنشان کرده­اند؛ رابطه بین تحلیل­گران و شفافیت پیچیده است. برای مثال، در تحلیل پوشش زیاد یک شرکت توسط تحلیل­گران، در ادبیات دو سناریوی مختلف وجود دارد: نخست، اگر تحلیل­گران به دنبال سهامی باشند که اطلاعات عموم در مورد آن­ها اندک است؛ پوشش بیشتر تحلیل­گران بیانگر عدم تقارن اطلاعاتی بزرگتر خواهد بود؛ از طرفی ممکن است تحلیل­گران با توجه به عدم دسترسی به اطلاعات مناسب و کافی در ارزیابی سرمایه­گذاری­های بالقوه شرکت، به تعقیب شرکت‌های دارای اطلاعات اندک و بی­کیفیت تمایلی نداشته باشند. بوشمن و همکاران (2004) همبستگی مثبتی بین پوشش تحلیل گران و کیفیت افشاء و نیز حفاظت سرمایه­گذاران یافتند. لنگ و همکاران (2011) همبستگی منفی بین پوشش تحلیل­گران و عدم تقارن اطلاعاتی یافتند. بنابراین در کل، بخش عمده­ای از ادبیات حسابداری بر این باور است که لااقل در سطح بین‌الملل، میزان پوشش تحلیلگران، شاخصی از غنای محیط اطلاعاتی شرکت است. به علاوه گرچه ممکن است که سطح پوشش تحلیل­گران شاخص کیفیت افشای شرکت نباشد؛ اما آن را تحت تأثیر قرار می­دهد (رولستون (2003) و لنگ و همکاران (2004)).

علاوه بر تعداد تحلیل­گران پوشش دهنده یک شرکت، صحت پیش­بینی­ تحلیل­گران، شاخصی از شفافیت محیط اطلاعاتی شرکت است. لنگ و لندهوم (1996) و جین و مایرز (2006) عنوان نمودند که تنوع پیش­بینی تحلیل­گران تابعی از اطلاعات خصوصی پنهانی مرتبط با شرکت است. این یافته­ها نشانگر این امر است که ویژگی‌های پیش­بینی تحلیل­گران نیز می‌تواند شاخصی مفید از شفافیت گزارشگری مالی در سطح شرکت باشد. در ایران با توجه به عدم دسترسی به پیش­بینی تحلیل­گران و وجود خلاء قابل ملاحظه در این رابطه در بازار سرمایه کشور، امکان استفاده از این شاخص در سنجش شفافیت گزارشگری مالی شرکت‌ها وجود ندارد. بنابراین به منظور بررسی کانال اکتساب اطلاعات و ارتباطات خصوصی امکان محاسبه شاخص­های مستقیمی مانند میزان تعقیب تحلیل­گران مالی وجود ندارد؛ اما می‌توان از شاخص‌های غیرمستقیم موجود در ادبیات و پیشینه پژوهش مانند میزان مالکیت سرمایه­گذاران نهادی و میزان تامین منابع شرکت از محل بدهی استفاده نمود. سرمایه­گذاران ائم از افراد حقیقی یا حقوقی تمایل دارند تا در مورد شرکت‌هایی که در آن­ها سرمایه­گذاری کرده­اند و یا مایل به سرمایه­گذاری هستند؛ اطلاعات کسب کنند. و هر چه میزان سرمایه­گذاری آن­ها بزرگتر باشد؛ با توجه به اینکه هزینه­های جمع­آوری اطلاعات، ثابت است؛ و مزایای آن با حجم سرمایه­گذاری متناسب می­باشد؛ تمایل به جمع­آوری اطلاعات افزایش خواهد یافت. از آنجا که عموما، حجم سرمایه­گذاری­های افراد حقوقی بیش از افراد حقیقی است؛ لذا انتظار می­رود انگیزه­ نهادها و شرکت‌ها برای جمع­آوری اطلاعات بیشتر باشد. اغلب سرمایه­گذاران نهادی دارای تحلیل­گران حرفه­ای هستند که به جمع­آوری اطلاعات در مورد شرکت‌های موجود در پرتفوی یا شرکت‌های بالقوه برای سرمایه­گذاری جدید می­پردازند. با تحلیل این داده­ها، اطلاعاتی در مورد ارزش ذاتی شرکت، پیش­بینی سود، سهم بازار محصولات، سطح تکنولوژی شرکت و غیره کسب می­شود. چنین اطلاعاتی در تصمیمات سرمایه­گذاری این نهادها مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ اما گاهی در اختیار مشتریان آن­ها نیز گذاشته می­شود. در فرایند جمع­آوری داده­ها و کسب اطلاعات، به ویژه زمانی که حجم سرمایه­گذاری زیاد باشد؛ تحلیل­گران ارتباط نزدیکی با مدیران برقرار می­کنند؛ و نه تنها بر تصمیمات سرمایه­گذاری، تامین مالی و عملیاتی مدیران نظارت می­کنند؛ بلکه حسابداری و گزارشگری نتایج این فعالیت‌ها را نیز مدنظر قرار می­دهند. از دیدگاه مدیران، چون اغلب فعالیت‌های آن­ها توسط سرمایه­گذاران نهادی کنترل می­شود؛ از اختیار عمل کافی برای اعمال اقلام اختیاری در حسابداری و گزارشگری برخوردار نیستند. (کیو چوی و ووک سئو، 2008).

و از آنجا که اعتباردهندگان هم براطلاعات ارائه شده توسط شرکت استناد می­کنند و هم بر این اطلاعات تأثیر می­گذارند؛ این سازه به مدل افزوده شده است. آگراوال و کیاو (2009) عنوان نمودند که بر طبق پژوهش­های پیشین از جمله یو (2010) اهمیت شفافیت گزارشگری مالی و سیاست افشای شرکت بر هزینه­های تامین مالی شرکت مستند شده است؛ پژوهشگران معتقدند؛ محیط تجاری ملی بر میزان شفافیت مالی شرکت‌ها موثر است. بنابراین سطح شفافیت در کشورهای مختلف، متفاوت است و این تفاوت­ها ممکن است بر ساختار سرمایه شرکت تأثیر داشته باشند. پژوهش­های عنوان شده نشان دادند که میزان تعقیب تحلیلگران به صورت منفی و معناداری با نسبت بدهی شرکت‌ها مرتبط است؛ همچنین بر مبنای این پژوهش، رابطه مثبت و معناداری بین میزان استفاده از بدهی به عنوان منبع تامین مالی و به موقع بودن افشاء، مالکیت سرمایه­گذاران نهادی و وجود قوانین مرتبط با محدود نمودن معاملات داخلی وجود دارد. یادآوری می­گردد؛ با توجه به شرایط خاص محیطی کشور و نبود رسانه­هایی که در جهت شفافیت گزارشگری مالی شرکت‌ها فعالیت می­نمایند؛ بَعد رسانه­ در این پژوهش از کانال­های شفافیت مستثنی شده است.

2-    روش پژوهش

در این پژوهش، دیدگاه جامعی از شفافیت شرکت که مشتمل بر اطلاعات عمومی و خصوصی است؛ پذیرفته شده است و مفهوم شفافیت از مقدار اطلاعات افشاء شده بسط می­یابد تا مکانسیم­های اطلاعاتی ایجادکننده شفافیت را در محیط شرکت مدنظر قرار دهد. بدین منظور در آغاز، دو کانال پیشنهاد شده در چارچوب مفهومی بوشمن و همکاران (2004) مبنا قرار گرفتند؛ و با مطالعه پیشینه پژوهش، متغیرهایی جهت بهبود اندازه­گیری سازه شفافیت به آن افزوده شد. لذا مدل شفافیت گزارشگری مالی این پژوهش به مکانیسم­هایی توجه داشته است که اطلاعات از طریق آن­ها به سرمایه­گذاران انتقال می­یابد؛ این مکانیسم­ها مشتمل بر گزارشگری شرکت و کسب اطلاعات نهانی است؛ که کمیت اطلاعات افشاء شده به عموم، کیفیت آن­ها و کسب اطلاعات نهانی را مدنظر قرار می­دهد. در این پژوهش با توجه به نبود داده­های لازم، بَعد اطلاعات رسانه­ای که در تحقیقات پیشین (بوشمن و همکاران (2004)، دبوکسی و گیلت (2011)) به عنوان جزئی از مدل شفافیت گزارشگری مالی مدنظر قرار گرفته است؛ از مدل مستثنی گردیده است. به منظور سنجش اعتبار مدل پیشنهادی در محیط اطلاعاتی ایران، پرسشنامه­ای طراحی شد تا نظر کارشناسان خبره دانشگاهی و حرفه­ای در این زمینه اخذ گردد. بنابراین اولین سوال تحقیق عبارتست از:

اولین سوال تحقیق: آیا از دیدگاه خَبرگان مدل شفافیت پیشنهادی، معیار مناسبی برای سنجش شفافیت گزارشگری مالی است؟

به منظور پاسخ به سوال فوق، دیدگاه تعدادی خبره برای سنجش میزان اهمیت متغیرها از روش غربال فازی، پالایش شده است. به علاوه اهمیت هر یک از متغیرهای مورد بررسی با توجه به میانگین نظرات خبرگان نیز مورد بررسی قرار گرفته؛ همچنین با توجه به وجود دو بَعد اصلی و ابعاد فرعی ساختار مدل پیشنهادی نیز از دیدگاه خبرگان آزمون شد تا روایی آن با توجه به ساختار چند بَعدی مورد تایید قرار گیرد.

با توجه به هدف ثانویه پژوهش (پیشنهاد رتبه­بندی شرکت‌ها بر اساس میزان شفافیت آن­ها، و جلب توجه سرمایه­گذاران و اعتباردهندگان به جنبه­هایی از فعالیت‌های شرکت که در محیط اطلاعاتی ایران نیازمند افشای بیشتری جهت تصمیم­گیری است)، در این پژوهش کوشش گردید تا وضعیت فعلی شفافیت گزارشگری مالی (با تاکید بر دیدگاه مورد پذیرش از شفافیت در این پژوهش) از دیدگاه خَبرگان ارزیابی گردد؛ در حققیت سعی شد تا شکاف بین انتظارات و ادراکات در زمینه هر یک از ابعاد مدل، بررسی شود. بنابراین دومین سوال پژوهش عبارتست از:

دومین سوال پژوهش: آیا از دیدگاه خَبرگان مالی تفاوت قابل ملاحظه­ای بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب (مدل پیشنهادی) گزارشگری مالی وجود دارد؟

در این گام با استفاده از آزمون t زوجی (وابسته) شکاف بین انتظارات و ادراکات در زمینه هر یک از متغیرهای مدل پیشنهادی از دیدگاه خبرگان بررسی گردیده است.

3-    جامعه آماری

پاسخ­دهندگان این پژوهش پیمایشی، خَبرگان حرفه­ای و دانشگاهی هستند که دارای ویژگی‌های ذیل باشند:

  • اعضای هیئت علمی و دانشجویان دکتری
  • مدیران حسابرسی
  • مدیران عامل و اعضای هیئت مدیره شرکت‌ها
  • مدیران و تحلیل­گران شرکت‌های سرمایه­گذاری، کارگزاری­ها و صندوق­های سرمایه‌گذاری

4-    روش تحقیق

گرچه در این پژوهش برای توسعه مدل از یک تئوری مشخص استفاده نشده است؛ و تئوری‌های رقیبی که به شفافیت در سطح شرکت می­پردازند؛ به همراه هم مدنظر قرار گرفته­اند؛ اما به منظور ارزیابی ابعاد بالقوه شفافیت گزارشگری مالی در محیط اطلاعاتی ایران، تعریف بوشمن و همکاران مدنظر قرار گرفته است. پذیرش دیدگاه خاص بوشمن و همکاران (2004) از شفافیت گزارشگری مالی موجب شده است که مفهومی از شفافیت شرکت مدنظر قرار گیرد که به موجب آن هسته مرکزی مدل این پژوهش از دو کانال ویژه گزارشگری شرکت و اکتساب اطلاعات و ارتباطات خصوصی (بوشمن و همکاران، 2004) تشکیل شده است؛ لذا عامل غربال جهت انتخاب اجزای مدل، مدنظر قراردادن کمیت، کیفیت و سایر ویژگی اطلاعاتی است که توسط شرکت به عموم و یا افراد خاصی مانند سرمایه­گذاران نهادی ارائه می­گردد. مدل پیشنهادی این پژوهش به شرح نگاره ذیل است:

 

 

 

نگاره­ (2): مدل پیشنهادی سنجش شفافیت گزارشگری مالی

معیارهای گزارشگری شرکت

معیارهای کسب اطلاعات و روابط خصوصی

مالی

 

میزان مالکیت سرمایه­گذاران نهادی

 راهبری شرکتی

ریسک­ها و فرصت­های رشد شرکت

به موقع بودن

 

میزان تامین منابع شرکت از محل بدهی

قابلیت اعتماد

مدیریت سود

معیار دقت پیش­بینی سود مدیران

معیارهای مالی، راهبری شرکتی و ریسک نخستین عامل شفافیت را می­سازند (CTF1)؛ که از آن با عنوان کمیت اطلاعات افشاء شده به عموم یاد خواهد شد و بُعدی از شفافیت شرکت را معرفی می­کند که بر مبنای آن، اطلاعاتی در مورد عملکرد دوره، موقعیت مالی، فرصت­های سرمایه­گذاری، راهبری، ارزش و ریسک به عموم افشاء می­شود. این عامل بر مقدار اطلاعات افشاء شده به عموم متمرکز بوده و کیفیت افشاء را مدنظر قرار نمی­دهد. دومین عامل شفافیت (CTF2) که عامل، کیفیت اطلاعات نامیده می­شود؛ مشتمل بر کیفیت سود و صحت پیش­بینی مدیران است و به کیفیت افشای اطلاعات مالی می­پردازد. این عامل به صورت معمول، مکمل عامل اول است. تنها متغیر موثر بر عامل سوم (CTF3)، میزان مالکیت سرمایه­گذاران نهادی است و نشانگر قدرت این دسته از سرمایه­گذاران در دست­یابی به اطلاعات موردنظر آن­هاست که عموما مازاد بر اطلاعاتی است که به عموم افشاء شده است. این متغیر اطلاعات نهانینامیده می­شود. متغیرهای به موقع بودن افشاء، قابلیت اعتماد افشاء و میزان تامین منابع شرکت از محل بدهی نیز عامل چهارم (CFT4) شفافیت را شکل می­دهند.

یادآوری می­گردد؛ در مدل بوشمن به منظور اندازه­گیری اطلاعات افشاء شده به عموم (مشتمل بر ابعاد مالی و راهبری) از شاخص شفافیت مرکز تحقیق و تحلیل مالی بین المللی4، استاده نموده است؛ در این پژوهش به منظور سنجش این ابعاد و نیز بَعد ریسک و فرصت­های رشد، برخی از متداول­ترین شاخص­های رتبه­بندی شفافیت گزارشگری مالی دنیا (شاخص استاندارد و پورز5، شاخص مرکز پژوهش و تحلیل مالی بین المللی، شاخص سازمان توسعه و هماهنگی اقتصادی و شاخص حمایت از سرمایه­گذاران6) مورد بررسی قرار گرفتند؛ سپس بر اساس شرایط محیطی ایران و رویه مسیریابی مفهومی7 زیر معیارهایی جهت اندازه­گیری ابعاد مختلف هر یک از شاخص­های یاد شده انتخاب گردید (پیوست 1). که در بخش مالی زیر بخش‌های تمرکز کسب و کار مشتمل بر 11، رویه­های حسابداری 7، اشخاص وابسته و معاملات آنها 2، و حسابرسی و اطلاعات عمومی شرکت مشتمل بر 5 زیر معیار است. در بخش راهبری نیز ساختار مالکیت، مشتمل بر 2، فرایند و ساختار هیئت مدیره مشمول 7 زیر معیار می­باشد؛ تعریف عملیاتی سایر ابعاد مدل به شرح ذیل است:

به موقع بودن: تفاوت بین پایان سال مالی شرکت و تاریخی که شرکت‌ها برای اولین بار، سود سال مالی خود را در سایت­های متعلق به سازمان بورس و اوراق بهادار گزارش کرده­اند.

قابلیت اعتماد: که برابر است با میزان دستمزد حسابرسان به عنوان شاخص میزان تلاش آن­ها که توسط عامل مجموع دارایی‌ها به عنوان شاخص پیچیدگی کار مقیاس­زدایی شده است.

به منظور محاسبه شاخص صحت پیش­بینی مدیران متغیرهای ذیل محاسبه می­شوند:

 شاخص اولیه صحت پیش­بینی: مقدار قدر مطلق اشتباه پیش­بینی که در عدد 1- ضرب شده و با استفاده از قیمت سهم در پایان سال مالی قبل مقیاس­زدایی شده است. اشتباه پیش­بینی برابر است با میانگین پیش بینی سالیانه مدیران منهای سود واقعی. شاخص سوگیری: مقدار اشتباه پیش­بینی که با استفاده از قیمت سهم در پایان سال مالی قبل مقیاس زدایی شده است. شاخص سود غیرمنتظره: سود هر سهم منهای سود هر سهم در سال مالی قبل که با استفاده از قیمت سهم در پایان سال مالی قبل مقیاس زدایی شده است. سپس شاخصی به­ نام صحت پیش­بینی مدیران محاسبه می­شود که برابر است با مقدار باقی مانده رگرسیونی متغیر شاخص اولیه صحت پیش­بینی بر روی متغیرهای شاخص سوگیری و شاخص سود غیرمنتظره

سرمایه­گذاران نهادی درصد مالکیت سهام شرکت توسط مالکان نهادی

 میزان تامین منابع شرکت از محل بدهی­ها: مساوی خواهد بود با نسبت بدهی­های بلندمدت بر مجموع دارایی‌ها

کیفیت سود: با استفاده از معیار پیشنهادی ایسوکی (2008) سنجیده می­شود؛ او عنوان کرد که مدل دچو و دیجو، اقلام تعهدی با کیفیت بالا را مد نظر قرار نمی­دهد. او مدل تعدیلی را پیشنهاد کرد که ارتباط مازادی را بین اقلام تعهدی جاری و جریان­های نقدی آتی و گذشته علاوه بر رابطه بین اقلام تعهدی جاری و جریان­های نقدی جاری بر قرار می­کند. این معیار در 2 مرحله تخمین می­شود. همان طور که ملاحظه گردید؛ سایر بخش­های مدل نیز هر یک با یک معیار مورد سنجش قرار گرفته­اند؛ بدین ترتیب مدل پیشنهادی دارای 41 شاخص است.

5-    یافته­های پژوهش

آمار توصیفی پژوهش به شرح ذیل است:

نگاره (3): توزیع فراوانی پاسخ دهندگان براساس جنسیت      

جنسیت

فراوانی

درصد

فراوانی تراکمی

مرد

141

05/77

05/77

زن

42

95/22

100

*/کل

183

100

-

نگاره (4): فراوانی پاسخ دهندگان براساس وضعیت شغلی       

وضعیت شغلی

فراوانی

درصد

فراوانی تراکمی

مدیر عامل و عضوء هیئت مدیره

13

1/7

1/7

عضو هیئت علمی

51

87/27

97/34

مدیر حسابرسی

24

1/13

07/48

دانشجوی دکتری

53

96/28

03/77

مدیر سرمایه‌گذاری

29

84/15

87/92

سایر

13

13/7

100

5-1- تحلیل عاملی تاییدی

در این مطالعه برای سنجش متغیرهای تحقیق از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. همان طور که پیش­تر عنوان گردید؛ مدل پیشنهادی دارای دو بَعد اصلی است: معیار گزارشگری شرکت و معیار کسب اطلاعات و روابط خصوصی. هر معیار اصلی نیز از تعدادی عامل و شاخص نهایی تشکیل شده­اند. در این بخش از پژوهش، از تحلیل عاملی تائیدی برای سنجش روابط متغیرهای پنهان با گویه‌های سنجش آن­ها استفاده شده است. به عبارت بهتر، جهت اثبات اندازه گیری درست داده‌ها از تحلیل عاملی تائیدی استفاده شده است. قدرت رابطه بین عامل (متغیر پنهان) و متغیر قابل مشاهده بوسیله بار عاملی نشان داده می‌شود. بار عاملی مقداری بین صفر و یک است. اگر بار عاملی کمتر از 2/0 باشد رابطه ضعیف درنظر گرفته شده و از آن صرف‌نظر می‌شود. بارعاملی بین 2/0 تا 6/0 قابل قبول است و اگر بزرگتر از 6/0 باشد؛ مطلوب خواهد بود (کلاین، 1998). به علاوه، چنانچه آماره آزمون یعنی آماره t بزرگتر از مقدار بحرانی t0.05 یعنی 96/1 باشد؛ در اینصورت بارعاملی مشاهده شده معنادار است (عادل آذر و منصور مومنی، 1383).

بر مبنای تکنیک مدل‌یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار LISREL و نرم افزار SPSS تحلیل عاملی تاییدی انجام شد. برای نیل به این منظور نخست آزمون نرمال بودن داده‌ها صورت گرفته است؛ سپس تحلیل عامل تائیدی برای ابعاد افشای مالی راهبری که دارای زیر شاخه می‌باشند؛ و در نهایت برای کل مدل انجام شده است.

بر مبنای آزمون کلموگرف-اسمیرونوف توزیع داده‌های سنجش هریک از ابعاد مورد بررسی نرمال است. بنابراین می‌توان از آزمون‌های پارامتریک و تحلیل عامل تائیدی استفاده کرد. در گام بعد، تمامی متغیرهای تحقیق در قالب یک مدل کلی مورد آزمون عاملی قرار گرفتند. بارعاملی استاندارد تحلیل عاملی تائیدی برای سنجش قدرت رابطه بین هر عامل (متغیر پنهان) با متغیرهای قابل مشاهده آن (گویه‌های پرسشنامه) در تمامی موارد بزرگتر از 2/0 بدست آمده است. بنابراین ساختار عاملی پرسشنامه قابل تائید است؛ براساس نتایج مشاهده شده بارعاملی آماره t شاخص‌های سنجش هر یک از ابعاد مورد مطالعه در سطح اطمینان 5% مقداری بزرگتر از 96/1 می‌باشد؛ بنابراین همبستگی‌های مشاهده شده معنادار است. تحلیل عاملی تائیدی مقیاس کلی پژوهش در سه مرحله اشباع شده است. به همین خاطر شاخص‌های برازش، مقادیر مطلوبی را نشان می‌دهند. شاخص برازش RSMEA برابر 035/0 بدست آمده است که حتی از مقدار سخت‌گیرانه 05/0 نیز کوچکتر است. مقدار خی-دو بهنجار (خی‌دو تقسیم بر درجه آزادی) نیز 27/1 بدست آمده است و بسیار به یک نزدیک است. بنابرین مدل ساختاری مشاهده شده از برازش مطلوبی برخوردار است (در پیوست دو تا هفت نتایج آماری تحلیل عاملی تاییدی ارائه شده است.)

ضریب آلفای کرونباخ ازمتداولترین روش‌های اندازه گیری اعتماد پذیری و یا پایائی پرسش نامه­هاست. منظور از اعتبار یا پایایی پرسش نامه این است که اگر صفت­های مورد سنجش با همان وسیله و تحت شرایط مشابه و در زمان­های مختلف مجددا اندازه­گیری شوند؛ نتایج تقریبا یکسان حاصله شود. نگاره آزمون ضریب آلفای کرنباخ این پژوهش توسط نرم­افزارSPSS به شرح ذیل است:

آلفای کرنباخ

تعداد مشاهدات

855/0

41

همان­طور که ملاحظه می‌شود مقدارآلفای محاسبه شده برابر85 درصد است، که مقدار قابل قبولی است.

5-2- شناسائی و غربال اقلام مدل با تکنیک دلفی فازی مبتنی بر نظر خبرگان

در این پژوهش بر مبنای مطالعه ادبیات و پیشینه پژوهش و مدنظر قرار دادن شرایط محیطی ایران، مدلی جامع برای سنجش شفافیت گزارشگری مالی در سطح شرکت پیشنهاد شد و سپس اعتبار این مدل از دیدگاه خبرگان دانشگاهی و حرفه­ای بررسی گردید. برای غربال و تائید نهائی شاخص‌ها از تکنیک دلفی فازی استفاده شده است و دیدگاه تعدادی خبره برای سنجش میزان اهمیت شاخص‌های مورد مطالعه از روش غربال فازی، پالایش شده است. در این مطالعه که از تکنیک دلفی با طیف پنج درجه لیکرت استفاده شده است؛ میانگین فازی میانگین‌های فازی نمرات افراد محاسبه شده و تجمیع میانگین اعداد فازی مثلثی و ذوزنقه‌ای توسط یک مقدار قطعی که بهترین میانگین مربوطه است؛ خلاصه شده است؛ این عملیات فازی‌زدایی­ست. میانگین فازی و برونداد فازی زدائی شده مقادیر مربوط به 41 شاخص‌ مدل بزرگتر از 6/0 هستند؛ و بنابراین اهمیت تمامی شاخص­ها از دیدگاه خبرگان دانشگاهی و حرفه­ای مورد تایید قرار گرفته است.

نگاره (3): میانگین فازی دیدگاه پنل خبرگان برای هریک از شاخص‌ها

معیارها

میانگین فازی

X1max

X2max

X3max

مقدار فازی‌زدایی شده

آگاهی ازچشم­انداز و ماموریت شرکت

 (62/0, 87/0, 99/0)

827/0

837/0

848/0

848/0

استراتژی­های شرکت

 (58/0, 83/0, 98/0)

795/0

803/0

813/0

813/0

توصیف نوع کسب و کار شرکت

 (56/0, 81/0, 97/0)

781/0

788/0

795/0

795/0

روند تغییرات صنعت

 (6/0, 85/0, 98/0)

811/0

820/

830/0

830/0

عنوان بخش­های تجاری به تفکیک خطوط کسب و کار

 (54/0, 79/0, 95/0)

758/0

765/0

775/0

775/0

گزارش سهم بازار شرکت

 (55/0, 8/0, 96/0)

768/0

768/0

785/0

785/0

گزارش مقدار فیزیکی محصولات تولید شده و فروش رفته

 (52/0, 77/0, 95/0)

748/0

758/0

758/0

758/0

گزارش مشخصات دارایی‌های به کار گرفته شده

 (52/0, 77/0, 95/0)

747/0

753/0

758/0

758/0

افشای شاخص­های کارایی

 (52/0, 77/0, 95/0)

746/0

751/0

758/0

758/0

جزئیات طرح­های سرمایه­گذاری سال آتی

 (56/0, 81/0, 97/0)

778/0

786/0

795/0

795/0

نقش کلیدی ذینفعانی

 (51/0, 76/0, 94/0)

739/0

745/0

748/0

748/0

انتشارگزارش­های میان دوره­ای شرکت

 (6/0, 85/0, 98/0)

812/0

822/0

830/

830/

افشای رویه­ها و استانداردهای حسابداری استفاده شده شرکت

 (53/0, 78/0, 95/0)

752/0

759/0

767/0

767/0

آگاهی از رویه­ی ارزیابی دارایی‌ها

 (53/0, 78/0, 96/0)

755/0

761/0

768/0

768/0

گزارش استهلاک دارایی‌های ثابت

 (39/0, 64/0, 85/0)

626/0

629/0

633/0

633/0

تهیه صورت­های مالی تلفیقی

 (54/0, 79/0, 95/0)

762/0

770/0

775/0

775/0

ارزیابی کیفیت گزارش سالیانه­ هیئت مدیره

 (55/0, 8/0, 96/0)

77/0

777/0

785/0

785/0

آگاهی از بندهای شرط مرتبط با عدم اطمینان

 (54/0, 79/0, 96/0)

765/0

771/0

777/0

777/0

آگاهی از ساختار مالکیت شرکت‌های وابسته

 (55/0, 8/0, 97/0)

774/0

780/0

787/0

787/0

افشای لیستی از معاملات با اشخاص وابسته

 (58/0, 83/0, 98/0)

794/0

802/0

813/0

813/0

افشای نام موسسه حسابرسی

 (44/0, 69/0, 9/0)

676/0

679/0

683/0

683/0

افشای گزارش حسابرس اطلاعات

 (59/0, 84/0, 97/0)

801/0

810/0

820/0

820/0

افشای حق الزحمه حسابرسان

 (34/0, 56/0, 77/0)

616/0

620/0

622/0

622/0

افشای حق الزحمه خدمات غیر حسابرسی

 (39/0, 63/0, 82/0)

612/0

616/0

622/0

622/0

افشای اطلاعات عمومی شرکت

 (45/0, 7/0, 9/0)

685/0

690/0

692/0

692/0

ارائه توضیحات در رابطه با انواع سهام و انواع سهامداران

 (52/0, 77/0, 95/0)

747/0

753/0

758/0

758/0

ارائه اطلاعات در مورد سهامداران عمده

 (55/0, 8/0, 96/0)

771/0

779/0

758/0

758/0

ارائه اطلاعاتی در مورد ترکیب و ساختار هیئت مدیره

 (51/0, 76/0, 95/0)

740/0

745/0

750/0

750/0

تعداد جلسات برگزار شده هیئت مدیره

 (35/0, 6/0, 81/0)

614/0

622/0

622/0

622/0

مسائلی که در صلاحیت هیئت مدیره است

 (41/0, 66/0, 87/0)

648/0

651/0

653/0

653/0

پی گیری تصمیمات جلسات پیشین هیئت مدیره

 (49/0, 74/0, 93/0)

721/0

726/0

730/0

730/0

ارائه فهرست کمیته‌ها و اعضای کمیته­های هیئت مدیره

 (44/0, 68/0, 89/0)

67/0

673/0

675/0

675/0

آموزش و جبران خدمات اعضای هیئت مدیره

 (41/0, 66/0, 87/0)

648/0

651/0

653/0

653/0

ارزیابی و جبران خدمات مدیران و کارمندان شرکت

 (45/0, 69/0, 9/0)

680/0

683/0

685/0

685/0

انواع ریسک مرتبط با شرکت و برنامه­های شرکت برای مقابله با آن

 (56/0, 81/0, 96/0)

777/0

786/0

793/0

793/0

به موقع بودن گزارشگری شرکت

 (61/0, 86/0, 98/0)

817/0

829/0

838/0

838/0

قابلیت اعتماد حسابرس

 (58/0, 83/0, 96/0)

790/0

800/0

810/0

810/0

کیفیت سود

 (55/0, 8/0, 95/0)

765/0

773/0

783/0

783/0

دقت پیش­بینی سود مدیران

 (52/0, 77/0, 94/0)

745/0

752/0

757/0

757/0

میزان مالکیت سرمایه‌گذاران نهادی

 (51/0, 75/0, 92/0)

728/0

735/0

738/0

738/0

میزان تامین منابع شرکت از محل بدهی ها

 (51/0, 76/0, 94/0)

738/0

744/0

748/0

748/0

5-3- بررسی وضعیت ابعاد و متغیرهای تحقیق

دیدگاه خبرگان در مورد وضعیت هر یک از ابعاد مورد مطالعه با استفاده از آزمون t تک‌نمونه بررسی شده است. در این آزمون فرض صفر (H0) مبتنی بر آن است که متغیر مورد بررسی اهمیت ندارد و فرض بدیل (H1) نیز ادعای آزمون است. از آنجا که داده‌ها با طیف لیکرت 5 درجه گردآوری شده است میانگین عدد 3 یعنی نقطه وسط طیف لیکرت در نظر گرفته شده است. آزمون­های انجام شده نشان می­دهد؛ میانگین دیدگاه پاسخ‌دهندگان در تمامی ابعاد بزرگتر از حد وسط طیف لیکرت است. مقدار معناداری نیز در تمامی ابعاد 000/0 بدست آمده که کوچکتر از سطح خطای 05/0 است؛ بنابراین میانگین مشاهده شده معنادار است. مقدار آماره t نیز در تمامی ابعاد از مقدار بحرانی 96/1 بزرگتر است. همچنین هر دو کران بالا و پائین فاصله اطمینان، مقداری بزرگتر از صفر بوده (مثبت) و ادعای آزمون تائید می‌شود. بنابراین به استناد هریک از این یافته‌های آماری با اطمینان 95% می‌توان گفت؛ کلیه ابعاد یاد شده به عنوان شاخص­های شفافیت گزارشگری مالی حائز اهمیت می­باشند.

نگاره (4): نتایج آزمون t جهت بررسی وضعیت ابعاد شفافیت گزارشگری مالی

متغیرهای پژوهش

مقدار t

میانگین

مقدار معناداری

فاصله اطمینان 95%

حد پائین

حد بالا

تمرکز کسب و کار

846/41

206/4

000/0

149/1

263/1

بررسی کلی رویه‌های حسابداری

687/31

094/4

000/0

026/1

163/1

اشخاص وابسته و معاملات با آنها

913/31

254/4

000/0

177/1

332/1

فرایند حسابرسی

208/13

720/3

000/0

612/0

827/0

اطلاعات عمومی شرکت

373/12

809/3

000/0

680/0

938/0

مالی

418/33

017/4

000/0

957/0

077/1

اطلاعات مرتبط با ساختار مالکیت، حقوق صاحبان سهام

477/24

134/4

000/0

042/1

225/1

اطلاعات مرتبط با فرایند و ساختار هیئت مدیره

790/17

737/3

000/0

655/0

819/0

راهبری

048/26

935/3

000/0

865/0

006/1

ریسک‌ها و فرصت‌های رشد شرکت

302/21

246/4

000/0

131/1

361/1

به موقع بودن

382/28

454/4

000/0

353/1

555/1

قابلیت اعتماد

617/21

317/4

000/0

197/1

437/1

کیفیت سود

988/19

191/4

000/0

074/1

309/1

معیار دقت پیش‌بینی سود مدیران

252/18

093/4

000/0

975/0

211/1

میزان مالکیت سرمایه‌گذاران نهادی

939/15

011/4

000/0

886/0

136/1

میزان تامین منابع شرکت از محل بدهی

585/17

049/4

000/0

931/0

167/1

5-4- تحلیل شکاف و ماتریس اهمیت عملکرد

با توجه به هدف ثانویه پژوهش، که ارائه مدلی جهت سنجش شفافیت گزارشگری مالی است؛ که زمینه را برای رتبه­بندی شرکت‌ها بر اساس میزان شفافیت آن­ها فراهم کند و نیز معرفی شاخص چند بُعدی سنجش شفافیت گزارشگری مالی به سرمایه­گذاران و اعتباردهندگان که با مسئله تخصیص منابع خود به گزینه­های مناسب سرمایه­گذاری مواجه هستند؛ سعی شد در گام پایانی، وضعیت فعلی شفافیت گزارشگری مالی (با تاکید بر دیدگاه مورد پذیرش از شفافیت در این پژوهش) از دیدگاه خَبرگان ارزیابی شود؛ برای این منظور نیز پرسشنامه­ای تهیه و بین خَبرگانی که پرسشنامه تدوین مدل را تکمیل نموده بودند؛ توزیع گردید.

 برای بررسی شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب (دستیابی به شفافیت در تمامی ابعاد مدل پیشنهادی) از آزمون t زوجی (وابسته) استفاده شده است. با استفاده از این آزمون شکاف بین انتظارات و ادراکات در زمینه هر یک از متغیرهای تحقیق، بررسی گردیده است.

نگاره (5): آزمونt زوجی تحلیل شکاف

 فرضیه‌های پژوهش

وضعیت موجود

وضعیت مطلوب

اختلاف میانگین

مقدار معناداری

مقدار t

فاصله اطمینان 95%

حد پائین

حد بالا

تمرکز کسب و کار

794/1

206/4

411/2-

000/0

846/41-

298/2-

486/41-

بررسی کلی رویه‌های حسابداری

904/1

094/4

190/2-

000/0

745/31-

054/2-

745/31-

اشخاص وابسته و معاملات با آنها

746/1

254/2

508/2-

000/0

913/31-

353/2-

913/31-

فرایند حسابرسی

280/2

720/3

440/1-

000/0

208/13-

225/1-

208/13-

اطلاعات عمومی شرکت

191/2

809/3

617/1-

000/0

373/12-

360/1-

373/12-

مالی

983/1

017/4

033/2-

000/0

423/33-

913/1-

423/33-

اطلاعات مرتبط با ساختار مالکیت، حقوق صاحبان سهام

866/1

134/4

268/2-

000/0

477/24-

085/2-

477/24-

اطلاعات مرتبط با فرایند و ساختار هیئت مدیره

263/2

737/3

474/1-

000/0

790/17-

310/1-

790/17-

راهبری

065/2

935/3

871/1-

000/0

048/26-

729/1-

048/26-

ریسک‌ها و فرصت‌های رشد شرکت

754/1

246/4

492/2-

000/0

302/21-

261/2-

302/21-

به موقع بودن

546/1

454/4

907/2-

000/0

382/28-

705/2-

382/28-

قابلیت اعتماد

683/1

317/4

634/2-

000/0

617/21-

393/2-

617/21-

کیفیت سود

809/1

191/4

383/2-

000/0

988/19-

147/2-

988/19-

معیار دقت پیش‌بینی سود مدیران

907/1

093/4

186/2-

000/0

252/18

949/1-

252/18

میزان مالکیت سرمایه‌گذاران نهادی

989/1

011/4-

022/2-

000/0

939/15-

772/1-

939/15-

میزان تامین منابع شرکت از محل بدهی

951/1

049/4

098/2-

000/0

585/17-

863/1-

585/17-

همان­طور که ملاحظه می­شود؛ اختلاف میانگین دیدگاه پاسخ‌دهندگان در مورد تفاوت وضعیت ایده­ال (مبتنی بر مدل) و وضعیت فعلی در تمامی ابعاد بزرگتر از حد وسط طیف لیکرت بوده؛ و مقدار معناداری نیز در تمامی ابعاد 000/0 بدست آمده که کوچکتر از سطح خطای 05/0 است؛ بنابراین اختلاف میانگین مشاهده شده معنادار است. مقدار آماره t نیز در تمامی ابعاد از مقدار بحرانی 96/1 - کوچکتر است. بنابراین به استناد هریک از این یافته‌های آماری با اطمینان 95% می‌توان گفت؛که تفاوت قابل ملاحظه­ای بین میانگین ادراکات (وضعیت موجود) و میانگین انتظارات (وضعیت مطلوب) در رابطه با تمامی ابعاد پیشنهادی وجود دارد (در پیوست هشت ماتریس شکاف تحلیل فوق ارائه شده است.)

6-    نتیجه­گیری

بدون شک، بخش بزرگی از پیشرفت­های ادبیات در هر حوزه از بهبود تکنیک­های اندازه­گیری نشات می­گیرد؛ در حوزه سنجش شفافیت و اثرات اقتصادی مرتبط با آن نیز مانند سایر حوزه­ها، نیاز مبرمی به معیارهای مناسب­تر وجود دارد. در این پژوهش کوشش گردید تا معیاری چند بَعدی بر مبنای مطالعه جامع ادبیات و مبتنی بر جنبه­های مختلف استخراج گردد و به پیروی از بوشمن و همکاران (2004) معیارهای نامتجانس شفافیت گزارشگری مالی را که توسط پژوهشگران مختلف به صورت مجزا مورد استفاده قرار گرفته است؛ به همراه هم به عنوان یک شاخص واحد شفافیت گزارشگری مالی بکار گرفت؛ بر مبنای تحقیق دبوکسی و گیلت (2011) مدل‌های چند بَعدی نسبت به شاخص­های تک بَعدی مورد استفاده پژوهشگران مانند (بوشمن و همکاران (2001)، فرانسیس و همکاران (2004)، مدهانی (2009)، بارث و همکاران (2010) و لنگ و میفیت (2011)) قدرت تشریحی شفافیت را نسبت به رتبه­بندی اعتباری خارجی، هزینه سرمایه، ریسک بازار (که با بتای شرکت نمایش داده می­شود) و نقدشوندگی به صورت قابل ملاحظه­ای افزایش می­دهند. چارچوب یاد شده در مقایسه با سایر مدل‌های چند بَعدی شفافیت گزارشگری مالی (کیم (2005) و منسا و همکاران (2006) به این دلیل که به جای ارائه یک معیار تجمعی شفافیت گزارشگری مالی، دیدگاه وسیعی از شفافیت گزارشگری مالی را مدنظر قرار می­دهدکه مبتنی بر سه بَعد مختلف اطلاعات (اطلاعات افشاء شده به عموم، کیفیت اطلاعات، اطلاعات داخلی) است؛ در توسعه ادبیات مشارکت نموده است. لازم به ذکر است؛ با توجه به شرایط خاص محیطی کشور و نبود رسانه­هایی که در جهت شفافیت گزارشگری مالی شرکت‌ها فعالیت می­نمایند؛ بَعد رسانه­ در این پژوهش از کانال­های شفافیت مستثنی شده است. به علاوه بررسی­های بیشتر نشان داد که وضعیت فعلی شفافیت از دیدگاه خبَرگان بسیار نامساعد است و ابعاد مختلف مدل پیشنهادی باید به منظور تامین نیازهای اطلاعاتی ذینفعان مورد توجه قرار گیرند.

 هدف از این مدل چند بَعدی، گسترش درک ما از سیستم اطلاعات مالی است و تمرکز آن بر قابلیت دسترسی اطلاعات خاص هر شرکت توسط ذینفعان برون سازمانی است؛ باید توجه داشت که در این پژوهش برای توسعه مدل از یک تئوری مشخص استفاده نشده است؛ بلکه تئوری­های رقیبی که به شفافیت در سطح شرکت می­پردازند؛ به همراه هم مدنظر قرار گرفته­اند. مسلم است که استفاده از یک تئوری مشخص در بسط مدل، انتخاب عوامل تأثیرگذار بر شفافیت گزارشگری مالی را تسهیل می­کند (میلر، 2006). بهرحال انتخاب تعریف یاد شده از شفافیت و عملیاتی کردن این تعریف و شمول کانال­های گزارشگری شرکت، کسب اطلاعات نهانی و مستثنی نمودن کانال­های رسانه، الزامات گزارشگری و... مبتنی بر یک تئوری مشخص نیست و این موضوع یکی از محدودیت­های عمده این پژوهش است؛ گرچه در مراحل مختلف پژوهش توضیحاتی در خصوص انتخاب عوامل عنوان شده است اما نبود یک تئوری مشخص، تعیین دامنه این پژوهش و ارزیابی انتخاب­های صورت گرفته در آن را دشوار می­سازد. همچنین نبود یک تئوری مشخص احتمالا موجب شده است تا در تصمیمات اتخاذ شده در طی پژوهش ثبات رویه وجود نداشته باشد. محدودیتی که بوشمن و همکاران (2004)، میلر (2006) و دبوکسی و گیلت (2011) نیز اذعان کرده­اند که در حسابداری و اقتصاد، تئوری جامعی در خصوص عوامل تعیین کننده شفافیت وجود ندارد؛ و این حوزه بسیار محدود بوده و مبانی تئوریک و تجربی اندکی در ادبیات آن وجود دارد؛ به گفته میلر (2006) باید توجه داشت که مطالعه عوامل موثر بر شفافیت گزارشگری مالی تلاش پیچیده­ای است که مستلزم مطالعه دامنه وسیعی از عوامل اقتصادی، جامعه­شناسی، علوم سیاسی و حتی علوم انسان­شناسی است. بنابراین پیشنهاد می­گردد؛ مطالعات بعدی بر تئوری شفافیت خاصی جهت تدوین مدل اتکا نمایند.

پی نوشت

Investor protection index

2

Doing business

1

CIFAR

 

4

Standard and Poor’s Transparency and Disclosure scores

3

OECD

6

S&P

5

 

 

Conceptual mapping

7

 

پیوست:

پیوست (1): اجزای ابعاد مالی، راهبری، ریسک و فرصت­های رشد

مالی، ریسک و

 فرصت­های رشد

شفافیت مالی و افشای اطلاعات

 

تمرکز کسب و کار

بررسی کلی رویه­های حسابداری

بررسی جزئی رویه­های حسابداری

اشخاص وابسته و معاملات با آن­ها

فرایند حسابرسی

اقلام ترازنامه

اقلام سود و زیان

اطلاعات مرتبط با اقلام خاص

اطلاعات عمومی شرکت

راهبری شرکتی

ساختار مالکیت و حقوق صاحبان سهام

شفافیت در مالکیت

تمرکز مالکیت

فرایند و ساختار هیئت مدیره

ترکیب و ساختار هئیت مدیره

نقش هیئت مدیره

آموزش و جبران خدمات اعضای هیئت مدیره

ارزیابی و جبران خدمات مدیران اجرایی

نقش ذینفعان در راهبری شرکتی

پیوست (2): بار عاملی استاندارد تحلیل عاملی تائیدی بعد مالی شاخص شفافیت

 

 

پیوست (3): مقدار آماره t (معناداری) تحلیل عاملی تائیدی بعد مالی شاخص شفافیت

 

پیوست (4): بار عاملی استاندارد تحلیل عاملی مقیاس راهبری

 

پیوست (5): آماره آزمون (t-value) تحلیل عاملی مقیاس راهبری

 

پیوست (6): بار عاملی استاندارد تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول مقیاس تحقیق

 

پیوست (7): آماره آزمون (t-value) تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول مقیاس تحقیق

 

 

پیوست (8): ماتریس تحلیل شکاف

 

 

 

آذر، عادل.، مومنی، منصور. (1383). آمار و کاربرد آن در مدیریت، تهران: انتشارات سمت، چاپ سوم

صمدی لرگانی محمود. 1389. تبیین ارتباط بین شفافیت گزارشگری مالی با گزارشگری مالیاتی. پایان نامه دکتری حسابداری. دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران.

طارمی مریم. 1385. آزمون مدل سه عاملی فاما و فرنچ در بورس اوراق بهادار تهران جهت پیش بینی بازده سهام"، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا.

کردستانی، غلامرضا و ضیا الدین مجدی. 1386. بررسی رابطه بین ویژگی‌های کیفی سود و هزینه سرمایه سهام عادی"، بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، سال 14، شماره 48.

نوروش، ایرج، حصار زاده، رضا (1389)، بررسی ابعاد شفافیت سود حسابداری و رابطه آن با ویژگی‌های شرکت در بورس اوراق بهادار تهران " فصلنامه بورس و اوراق بهادار، سالسوم، شماره 12

 

Aggarwal, R. , Erel, I. , Kyaw, NyoNyo Aung. , 2009. International Variations in Transparency and Capital Structure: Evidence from European Firms. Journal of International Financial Management and Accounting 20: 1 2009

Ali, A. , Chen, T. , & Radhakrishnan, S. (2007). Corporate Disclosures by Family Firms. Journal of Accounting and Economics, 44 (1-2) (September) , 238-286.

Amihud, Y and Mendelson, H (1986). The effect of beta bid-ask spreal residual risk and size on stock return. Journal of finance, 479-486

Barron, O. E. , Kile, C. O. , & O’Keefe, T. B. (1999). MD&A quality as measured by the SEC and analysts’ earnings forecasts. Contemporary Accounting Research, 16 (1) , 75–109.

Barone, GJ (2003). Perception of earnings quality and their associations with the cost of equity capital. Working paper. Available at URL: http: //www. ssrn. com

Barth, M. E. , Y. Konchitchki & W. R. Landsman. (2010). Cost of Capital and Earnings Transparency. Working paper, SSRN. com.

 Barth, M. E. , and K. Schipper. (2008). Financial Reporting Transparency. Journal of Accounting, Auditing, and Finance 23, 173-190.

Beyer, A. , Cohen, D. , Lys T. , and B. Walther. 2010. The financial reporting environment: Review of the recent literature. Journal of Accounting and Economics 50: 296-343.

Biddle, G. , Hilary, G. , Verdi, R. , (2009). How does financial reporting quality relate to Investment efficiency? Journal of Accounting and Economics 48 (2009) 112–131

Bloomfield, R. 2002. The ‘‘incomplete revelation hypothesis’’ and financial reporting. Accounting Horizons 16: 233–243

Botosan, C. A (1997). Disclosure level and the cost of equity capital. Accounting review 72: 323-349

Bushman, R. (1991). Public information and the structure of private information markets. Journal of Accounting Research 29, 261-276.

Bushman, R and Smith, A (2001). Financial accounting information and corporate governance. Journal of accounting and economics32. No 1-3: 237-333

Bushman, R and Piotroski, J and Smith, A (2004). What determines corporate transparency? Journal of accounting Research. Vol. 42 No. 2 May 2004: 207-252

Buzby, S. L. (1974). Selected items of information and their disclosure in annual reports. The Accounting Review, 49 (3) (July) , 423-435.

Cheng Agnes, Collins D, Henry HeHuang (2003). Shareholder rights, financial disclosure and the cost of equity capital. Rev Quant Finan Acc 27: 175–204

Daske, H. , L. Hail, C. Leuz, and R. Verdi. (2008). Mandatory IFRS Reporting Around the World: Early Evidence on the Economic Consequences. Journal of Accounting Research 46, 10851142.

DASKE, H. ; L. HAIL; C. LEUZ; and R. VERDI. “Adopting a Label: Heterogeneity in the Economic Consequences of IFRS Adoptions. ” Unpublished paper, University of Chicago Booth School of Business, 2009.

DEFOND, M. ; J. FRANCIS; and T. WONG. “Auditor Industry Specialization and Market Segmentation: Evidence from Hong Kong. ” Auditing 19 (2000): 49-67.

Depoers, F. (2000). A cost-benefit study of voluntary disclosure: some empirical evidence from French listed companies. The European Accounting Review, 9 (2) , 245263.

Diamond, D and Vrrecchia, R (1991). Disclosure, liquidity and the cost of capital. Journal of finance 46: 1325-1360

FAN, J. , and T. WONG. “Do External Auditors Perform a Corporate Governance Role in Emerging Markets?” Journal of Accounting Research 43 (2005): 35-72.

Francis, J. , R. LaFond, P. Olsson, and K. Schipper (2004). Costs of Equity and Earnings Attributes. The Accounting Review 79, 967-1010.

Gillett,p. DeBoskey,d. (2011) ,The impact of multi-dimensional corporate transparency on us Þrms’ credit ratings and cost of capital. Rev Quant Finan Acc DOI 10. 1007/s11156-011-0266-8,springer. com.

Gernon H, Meeks GK (1997). Accounting an international perspective, 5th edn. Irwin McGraw-Hill, Singapore

HAIL, L. , and C. LEUZ. “Capital Market Effects of Mandatory IFRS Reporting in the EU: Empirical Evidence. ” Unpublished paper, University of Pennsylvania – The Wharton School, 2009a.

HAIL, L. , and C. LEUZ. “Cost of Capital Effects and Changes in Growth Expectations around U. S. Cross-Listings. ” Journal of Financial Economics 93 (2009b): 428-454.

Hassan, O. A. G. , Romilly, P. , Giorgioni, G. , & Power, D. (2009). The value relevance of disclosure: Evidence from the emerging capital market of Egypt. The International Journal of Accounting, 44 (1) , 79-

Hassan, Omaima and Claire Marston. (2010). Disclosure Measurement in the Empirical Accounting Literature: A Review Article. Working paper, http: //www. brunel. ac. uk/about/acad/sss/depts/economics

Healy, P. M. , and J. M. Wahlen. 1999. A review of the earnings management literature and its implications for standard setting. Accounting Horizons 13 (December): 365–383.

Hirshleifer, D. , and S. H. Teoh. 2003. Limited attention, information disclosure, and financial reporting. Journal of Accounting and Economics 36: 337–386.

Hirst, D. E. , K. E. Jackson, and L. Koonce. 2003. Improving financial reports by revealing the accuracy Of prior estimates. Contemporary Accounting Research 20 (spring): 165–193.

Hirst, D. E. , P. E. Hopkins, and J. M. Wahlen. 2004. Fair values, income measurement, and bank analysts' risk valuation judgments. The Accounting Review 79 (April): 453–472.

Hope, O. -K. (2003a). Disclosure practices, enforcement of accounting standards and analysts’ forecast accuracy: an international study. Journal of Accounting Research, 41 (2) (May) , 235-272.

Hope, O. -K. (2003b). Accounting policy disclosures and analysts’ forecasts. Contemporary Accounting Research, 20 (2) , 295–321.

Huang , Xiaobei , Mandatory vs. Voluntary Management Earnings Forecasts in China, , Xi Li , Senyo Y. Tse, Jenny Wu Tucker, May 2, 2013, Mays Business School Research Paper No. 2012-82

JIN, C. , and S. MYERS. “R2 Around the World: New Theory and New Tests. ” Journal of Financial Economics 79 (2006): 257-292.

Kim, Jinbae. (2005). Accounting Transparency of Korean Firms: Measurement and Determinant Analysis. The Journal of American Academy of Business, Cambridge * Number 2 * March 2005

Kothari, SP and Short, JE (2003). The effect of disclosure by management, Analyst and financial press on the cost if equity capital. Working paper.

Kyu Choi, Sung,. Wook Seo, Jung. Institutional Ownership and Accounting Transparency. Asia-Pacific Journal of Financial Studies (2008) v37 n4 pp627-673.

Lang, M. , & Lundholm, R. (1996). Corporate Disclosure Policy and Analyst Behavior. The Accounting Review, TT 71 (4) , 467-492.

LANG, M. ; K. LINS; and D. MILLER. “Concentrated Control, Analyst Following, and Valuation: Do Analysts Matter Most When Investors are Protected Least?” Journal of Accounting Research 42 (2004): 581-623.

Lang, M. , Maffett, M. (2010). Economic Effects of Transparency in International Equity Markets: A Review and Suggestions for Future Research Foundations and Trends in Accounting, Vol. 5, No. 3, pp. 175-241, 2010

Lang, M. Lins, K and Maffet, M (2011). Transparency, liquidity and valuation: international evidence. Working paper. Journal of Accounting Research, Volume 50, Issue 3, pages 729–774, June 2012

Lang, M. , M. Maffett. (2011). Transparency and liquidity uncertainty in crisis periods. Journal of Accounting and Economics 52 (2011) 101–125

Lee, Y. J. , K. Petroni, and M. Shen. 2005. Cherry picking, disclosure quality, and comprehensive Income reporting choices: The case of property-liability insurers. Working paper, Michigan State University.

LEUZ, C. ; D. NANDA; and P. WYSOCKI. “Earnings Management and Investor Protection: An International Comparison. ” Journal of Financial Economics 69 (2003): 505-527.

Lundholm, R. J. 1999. Reporting on the past: A new approach to improving accounting today. Accounting Horizons 13 (December): 315–22.

Madhani, P. (2009). Role of Disclosure and Transparency in Financial Reporting. The accounting world, 2009, pp 63-66.

Mensah, Michael, O. Hong V. Nguyen, and Satya N. Prattipati. Transparency in Financial Statements: A Conceptual Framework from a User Perspective. The Journal of American Academy of Bussiness, Cambridge * VO l. 9 * Num. 1 * March 2006.

Maines, L. , and L. S. McDaniel. 2000. Effects of comprehensive income characteristics on nonprofessional Investors’ judgments: The role of financial-statement presentation format. The Accounting Review 75 (April): 179–207.

MILLER, GREGORY S, Discussion of What Determines Corporate Transparency? Journal of Accounting Research Vol. 42 No. 2 May 2004 Printed in U. S. A.

Ppin Yhim Hark, Khondkar E. karim, Robert W Rutledges, The association between disclosure level and information quality: voluntary management earnings forecasts, Applied financial economic,2002,1-16

Richardson, A. J. , & Welker, M. (2001). Social disclosure, financial disclosure and the cost of equity capital. Accounting, Organizations and Society, 26 (7-8) (October November) , 597-616.

ROULSTONE, D. “Analyst Following and Market Liquidity. ” Contemporary Accounting Research 20 (2003): 552-578.

Salter, S. B. (1998). Corporate financial disclosure in emerging capital markets: does economic development matter? The International Journal of Accounting, 33 (2) , 211234.

Spence, A. (1973) , Job market signaling, Quarterly Journal of Economics, 87,355-74.

TEHO, S. , and T. WONG. “Perceived Auditor Quality and the Earnings Response Coefficient. ” The Accounting Review 68 (1993): 346-366.

Wysocki, P. D. , 2008. Assessing earnings and accruals quality: U. S. and international evidence. Manuscript.

YU, G. , “Accounting Standards and International Portfolio Holdings: Analysis of Cross-Border Holdings following Mandatory Adoption of IFRS. ” Unpublished paper, Harvard University, 2010.

Yan li and Holly Yang (2011). Disclosure and the cost of equity capital: An Analysis at the market level. Working paper. Available at URL: http: //www. ssrn. com